شمارهٔ ۶۶۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیتابی و اندوه خود اشاره میکند. او به یاد چهره محبوبش و غم ناشی از فقدان آن، اشک میریزد. در یک بستان زیبا، به خاطر کوتاهی بالش در پرواز به حسرت فراق میگرید. او به شدت شگفتزده و غمگین است و نمیداند دلیل این طوفان احساسیاش چیست. همچنین، او به آتش درون خود و کمرنگی امیدش اشاره میکند و خودش را مانند شمعی میداند که در آستانه صبح، هنوز در حال اشکریزی است. در مجموع، شعر بیانگر عمیقترین احساسات غم و حسرت شاعر است.
به این بیطاقتی یارب به دنبال که میگریم؟چنین رنگین به یاد چهره آل که میگریم؟
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، به خاطر این بیتابی و ناآرامی که دارم، به دنبال چه کسی اشک میریزم؟ در حالی که چنین با شوق و رنگین، به یاد چهره محبوب آل، به گریه افتادهام؟
درین بستانسرا در سایه سرو سرافرازیبه حسرت از غم کوتاهی بال که میگریم؟
هوش مصنوعی: در این باغ، زیر سایه درخت سرو که نماد بزرگی و زیبایی است، به خاطر اندوهی که از محدودیتها و ناکامیهای خود دارم، با حسرت گریه میکنم.
سراپا گشتهام یک چشم تر چون ابر و حیرانمبه این طوفان نمیدانم بر احوال که میگریم؟
هوش مصنوعی: تمام وجودم پر از احساسات و اشک است، مانند ابر. در این لحظه پر از سردرگمی و غم هستم و نمیدانم چرا و به خاطر چه چیزی اینگونه اشک میریزم.
ندیدم شمع را بیش از شبی هرگز فرو گریدمن آتش جگر یارب، به اقبال که میگریم؟
هوش مصنوعی: هرگز ندیدم شمعی بیشتر از یک شب بسوزد، اما من مثل آتش درونم میسوزم. ای خدا، به کدام سرنوشت اشک میریزم؟
حزین آماده شبگیر چون شمع سحرگاهیدرین محفل به حسرتزار آمال که میگریم؟
هوش مصنوعی: حزین در این لحظه مانند شمعی در صبح زود در میان این جمع، به دلیل آرزوهایی که برآورده نشده، گریه میکند.