شمارهٔ ۶۷۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس عشق و درد ناشی از جدایی است. شاعر اشاره میکند که حتی اگر به خاطر عشق دچار رنج و محرومیت شود، هرگز از عشق خود دست نخواهد کشید و به دنبال عشق ادامه میدهد. او از تحمل عذاب و تشنگی برای رسیدن به وصال سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که حتی اگر در جستجوی معشوق ناکام بماند، ارزش کوشش و انتظار را دارد. در نهایت، شاعر به ایستادگی در برابر مشکلات و امید به وصال تأکید میکند.
شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیماز سر کوی تو گر سر برود، پا نکشیم
هوش مصنوعی: ما به خاطر غم تو در شب مانند شمع میسوزیم و از فردا هیچ توقعی نداریم. اگرچه جانمان برود، هرگز از درگاه تو فاصله نخواهیم گرفت.
شعله ناچار بود آتش افروخته رانتوانیم که آه از دل شیدا نکشیم
هوش مصنوعی: شعله بیاختیار در آتش میرقصد و نمیتواند از دل عاشق ناله یا آهی بکشد.
منّت از دست و دل خویش کشیدیم، بس استدم آبی به لب تشنه ز دریا نکشیم
هوش مصنوعی: ما از زحمات و احساسات خود گذشتیم، کافی است که به خاطر تشنگی دریا به خودمان سختی ندهیم.
گر در خلد، به روی نگهم باز کنندبی رُخت گردن مژگان به تماشا نکشیم
هوش مصنوعی: اگر در بهشت هم بر روی من در نگاهت باز شود، به خاطر زیباییات من به تماشای تو نخواهم پرداخت.
ساقی، از شرب یهودانه سالوس چه فیض؟خون حسرت به از آن باده که رسوا نکشیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، چه فایدهای از شراب ظاهر فریب یهودی؟ حسرتی که بر دل داریم، از نوشیدنیای که ما را رسوا میکند، بهتر است.
گرچه دانیم که وصلت به تمنا ندهندهمچنان دست ز دامان تمنا نکشیم
هوش مصنوعی: با اینکه میدانیم ممکن است به آرزویمان نرسیم، اما همچنان از طلب آن دست برنمیداریم.
زنده از فیض سموم ره عشقیم حزینمنتی از دم جان بخش مسیحا نکشیم
هوش مصنوعی: ما به لطف و رحمت عشق زندهایم و همینطور که زندهایم، چیزی از روح بخش مسیحی نمیخواهیم.