شمارهٔ ۶۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبت میپردازد و آن را امری عالی و با عظمت میداند. او به احساساتی چون آرزوی وصال و تسکین درد دل اشاره میکند و بر اهمیت عشق و رحمت تأکید میکند. همچنین به زیباییهای عشق و صفای دل اشاره کرده و در نهایت میگوید که عشق و حکمت این احساسات را در دل دارد. شاعر در نهایت عشق را به عنوان یک نعمت بزرگ و باارزش میستاید.
عشق عالی مقام را نازممایهٔ احتشام را نازم
هوش مصنوعی: عشق باعظمت را ستایش میکنم و همچنین زیبایی و وقار را نیز تحسین میکنم.
می پزم با خود آرزوی وصالسود سودای خام را نازم
هوش مصنوعی: من با خود آرزوی رسیدن به معشوق را در دل می پرورانم و به آرزوی خام و بینتیجهام افتخار میکنم.
نسخهُ مرهمم دل ریش استآن خط مشک فام را نازم
هوش مصنوعی: دل شکنیدهام درمانی ندارد، فقط همان خط مشکی که بر روی کاغذ است، توجه و زیباییاش مرا مجذوب خود میکند.
گاه هوشم کندگهی مدهوشنشئه های مدام را نازم
هوش مصنوعی: گاهی هوش من را سر ذوق میآورد و گاهی هم به خاطر نشئههای پیوسته، بیهوش و گیج میشوم.
خاک را خواند و یا عبادی گفتشیوهُ احترام را نازم
هوش مصنوعی: خاک را فراخواند و یا عبادی گفت طرز احترام را دوست دارم.
مسرفم خواند و گفت لاتَقنَطرحمت و لطف عام را نازم
هوش مصنوعی: من را به اسراف متهم کردند و گفتند که ناامید نشو از رحمت و لطف عمومی که بر من نازل شده است.
منطقت شد صفای سینه حزینحکمت این کلام را نازم
هوش مصنوعی: منطقهی تو به آرامش و خلوص دل حزین تبدیل شده است و به همین دلیل این کلام را زیبا و دلنشین مییابم.