تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۷۱۳

ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسمنمی ترسم من از بیگانگان، از خویش می ترسم
نکردم هرگز از تیغ قضا پهلو تهی امّاز آه دردناک سینه های ریش می ترسم
به خود نسپرده ام در عاشقی هر چند ایمانیز دست اندازی آن زلف کافر کیش می ترسم
نگاه تلخ باشد گرچه دشمن، جان شیرین رااز آن مژگان زهرآلوده پیکان بیش می ترسم
برد بانگ دهل از دور، دل، آشفته حالان رامن از آوازه ی این عقل دوراندیش می ترسم
پر از زنبور باشد شهد دولت اهل دنیا رانیالایم دهان خود به نوش و نیش، می ترسم
حزین از بیم حشر آسوده ام، از خود هراسانمنمی ترسم ز حق، از کرده های خویش می ترسم