شمارهٔ ۷۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به اهمیت یادگیری عشق و رهایی از غمها اشاره میکند. او میگوید که باید دل را از نگرانیها آزاد کرد و از بندهای دنیا رها شد. عشق اولین گام در این مسیر است و باید از خود گذشت تا به حقیقت عشق دست یافت. در این راه، وابستگی به دنیا و متعلقات آن ننگین است و انسان باید به دنبال خویش رفتن و خود را از دستیابی به عشق حقیقی آزاد کند.
جانا میاموز، فارغ نشستنباید دلی را از غمزه خستن
هوش مصنوعی: عزیز من، یاد بگیر که باید با دل شاد و بدون نگرانی زندگی کنی و از محبت و عشق استفاده کنی تا از غم و اندوه دور بمانی.
بگذار ربزد آزادی اش خونصیدی که آموخت از دام جستن
هوش مصنوعی: اجازه بده آزادی، همانند خون طرزی، به شکار نشان دهد که چگونه از تله فرار کند.
در وادی عشق گام نخست استاز جان گذشتن، از جسم رستن
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، اولین قدم این است که از جان خود بگذری و از قید جسم رها شوی.
چون سبحه گیرم بر کف؟ که ننگ استآلودگان را، زنار بستن
هوش مصنوعی: وقتی که تسبیح را در دست میگیرم، چگونه میتوانم این کار را بکنم؟ چون برای آلودگان، بستن زنار ننگ است.
در راه عشقت کار حزین استاز خویش رفتن بیخود نشستن
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، کار غمانگیزی است که باید از خود گذشته و بیاختیار در ناکجاآبادی به سر برد.