تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۸۶۰

ای خستهٔ بی قرار چونی؟بی مونس و غمگسار چونی؟
یاران چه شدند و دوستداران؟بی یار، درین دیار چونی؟
درگریه نمک نمانده دیگرای سینهٔ داغدار، چونی؟
گردی نرسید از ره یارای دیدهٔ انتظار، چونی؟
ای مرغ قفس ترانه ات کو؟بی برگ، درین بهار چونی؟
رفت آنکه طبیب خستگان بودبا درد دل فگار چونی؟
چون شمع، حزین در آتش دلبا دیدهٔ اشکبار، چونی؟