شمارهٔ ۲۶ - به بعضی از یاران خود نوشته است
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به محبوب خود خطاب میکند و از درد جدایی و غم ناشی از آن میگوید. او احساس میکند که محبوبش رفته و تنها گل و یادگارهایی از خود برای او فرستاده است، در حالی که این یادگارها، بیشتر به او غم و حسرت میبخشند تا شادی. شاعر به ناپایداری و بیوفایی عشق اشاره میکند و از محبوب میخواهد تا دلیل این غم و رنج را توضیح دهد. در نهایت، او خواهان بررسی انصاف محبوب است و از او میخواهد تا به وفاداری خود توجه کند.
ای تو نور نظر، ز دیدهٔ مارفتی و گل به ما فرستادی
هوش مصنوعی: ای روشنی چشم من، تو از پیش ما رفتی و برای ما گلی فرستادی.
دیده ای را که بود در ره توگل نه، خار جفا فرستادی
هوش مصنوعی: چشمی که باید در راه تو زیباییها را ببیند، به جای گل، خار و آزار فرستادی.
کرمت را چو نیست پایانیغم عالم به ما فرستادی
هوش مصنوعی: دلایل و زیباییهای تو هرگز تمام نمیشود، و به همین دلیل، غم و اندوه دنیا را بر ما فرستادی.
دل وچشمم، هوای روی تو داشتگل حسرت فزا فرستادی
هوش مصنوعی: دل و چشمم همیشه به یاد تو و زیباییات هستند. اما به جای اینکه تو را ببینم، فقط با حسرت از دور فرستادهام.
خار خاری ز جیب و دامن گلبه من بی نوا فرستادی
هوش مصنوعی: تو با دامن گل خود، خاری به من رساندی که بینوا و بیپناه هستم.
هم خود انصاف شیوه کن که چراجای خود، بی وفا فرستادی
هوش مصنوعی: خودت هم انصاف به خرج بده و فکر کن که چرا بیوفا را به جای خودت فرستادی.
ای تو شخص وفا بگو، ز چه روگل سست آشنا فرستادی؟
هوش مصنوعی: ای شخص وفادار، بگو چرا با محبت و مهربانی، دوست سست و بیثباتی را فرستادی؟