شمارهٔ ۲۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از امید و فصل بهار صحبت میکند و میپرسد که حال و روز این امید و باروریش کجاست. او به احساس ناپایداری خود اشاره میکند و از بیمکانی و غم که مانند دریا او را در بر گرفته، شکایت دارد. در نهایت، در جستجوی آرامش و نقطهای برای رسیدن است.
ای شاخ امید، برگ و بار تو کجاست؟فصل تو کدام و نوبهار تو کجاست؟
هوش مصنوعی: ای شاخ امید، کجا هستند میوهها و شکوفههای تو؟ فصل تو چه زمانی است و بهار تو کجا رفته است؟
چون موج ، تپیدنم به جایی نرسیدای بحر محیط غم، کنار تو کجاست؟
هوش مصنوعی: مانند موجی که در دریا به تلاطم میآید و به جایی نمیرسد، من نیز در برابر درد و غم خود ناتوانم و نمیدانم در کنار تو، ای اقیانوس غم، کجا باید آرام بگیرم؟