شمارهٔ ۲۷
هوش مصنوعی: شاعر از درد جدایی و فراق خود میگوید و بیان میکند که دلش در آتش این جدایی میسوزد. هوش و حواسش در این وضعیت به هم ریخته است. در جشن و میهمانی محبوبش، شمعی که به او نزدیک است، به نوعی حال او را بیان میکند و به عنوان وکیلی برای کسانی که نمیتوانند صحبت کنند، عمل میکند.
از داغ فراق سینه ام جوشان استهوش من شوریده ز مدهوشان است
هوش مصنوعی: سینهام از درد جدایی به شدت میجوشد و هوش و حواسم از حالتی که دچار سرگیجه و نابسامانی شدهام، خارج است.
در بزم تو، شمع گوید احوال مرااین چرب زبان وکیل خاموشان است
هوش مصنوعی: در مهمانی تو، شمع حال و روز مرا بیان میکند؛ این شمع مانند وکیلی است که از حال کسانی که زبان ندارند، صحبت میکند.