شمارهٔ ۱۷۰ - رباعی مستزاد
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و ارادت به محبوبی است که در آن به تجلیل از مقام و عزت او اشاره شده است. شاعر بیان میکند که هیچچیز نمیتواند به مقام محبوب نزدیک شود و او به محبت و وصال محبوب چشیده، اما این وصال همچون لحظهای نایاب بوده که بار دیگر تکرار نشده است. در نهایت، احساساتی از سر امید و ناامیدی در این عشق عمیق جلوهگر است.
آنی که سر از سجدهٔ کوی تو نتافتنه روم و نه روس
هوش مصنوعی: هرگز از سجده در مقابل کوی تو بلند نمیشوم و نه از اینجا میروم و نه به سوی دیگر میروم.
بر قامت عزتت فلک حله نبافتجز اطلس و توس
هوش مصنوعی: در شان و مقام تو، آسمان هیچ چیزی جز لباسهایی از ابریشم و کیفیت عالی نمیسازد.
مرغ دل ما دانهٔ وصل تو چشیدامّا به شبی
هوش مصنوعی: پرندهٔ دل ما، طعم وصال تو را چشید، اما فقط در یک شب.
یک بار کرم کردی و تکرار نیافتچون تخم خروس
هوش مصنوعی: تو یک بار لطف و مهربانی کردی و این کار تکرار نشد، مانند تخممرغی که هیچگاه دوباره نمیگذارد.