تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۷۱

این خرقهٔ پر زرق و ردای سالوسای دل به کجا برم؟ کزو به ناقوس
ازکشتهٔ خود به کف درین دشت سرابجز آبلهٔ دانه ندارم، افسوس