شمارهٔ ۲۱۲
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به پیچیدگی و دشواری زندگی و احساسات انسانی اشاره دارد. شاعر از "بسته آب و گل" که نماد انسان است، میپرسد چه کار خواهد کرد و از حال درون او میگوید. اگر درد و رنجی وجود نداشته باشد، آیا میتوان به احساسات و کار دل پرداخته و زندگی کرد؟ به طور کلی، شاعر به روابط متقابل بین درد و زندگی، و اینکه چگونه درد میتواند ما را متوجه ارزشهای واقعی وجودیمان کند، میپردازد.
ای بستهٔ آب و گل، چه خواهی کردن؟ز اخوان صفا خجل چه خواهی کردن؟
هوش مصنوعی: ای انسانِ ساخته شده از آب و خاک، چه اقدامی خواهی کرد؟ از برادران دوستی و محبت، چه ناراحتی و شرم خواهی داشت؟
دندان به جگر، گر نفشارد دردیبی درد! به کار دل چه خواهی کردن؟
هوش مصنوعی: اگر دردی وجود نداشته باشد، چرا باید تحمل درد کرد؟ پس چه نفعی دارد که دل را مشغول کنیم؟