شمارهٔ ۲۴۰
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از غم و تنهایی خود بعد از ترک میگساران صحبت میکند. او به ساقی اشاره میکند که در هنگام رفتن همه را ترک کرده و او را در حال انتظار و درد دل رها کرده است. شاعر احساس میکند که مانند لالهای در انتظار بارانی از لبان ساقی است و داغ شوق و درد در دلش باقی مانده است.
رفتند ز بزم، میگساران ساقیمن مانده ام از گران خماران ساقی
هوش مصنوعی: گروه مینوشان از جشن رفتند و من تنها ماندهام، در حالی که در خواب سنگین ناشی از میخماری هستم.
چون لاله در انتظارِ ابرِ کف توستداغ جگر سینه فگاران ساقی
هوش مصنوعی: مانند لالهای که در انتظار باران از ابرهای دست توست، داغ دل و سینهام را برای ساقی به نمایش میگذارم.