شمارهٔ ۲۴۳
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و رنج ناشی از مرگ و جدایی ازیاری محبوب است. شاعر از بیتوجهی به درمان دردهایش شکایت میکند و نمیخواهد به آسانی از غم جدایی بگذرد. او از محنتهایی که به خاطر دوری از محبوبش تحمل میکند، سخن میگوید و میخواهد که این آزارها را نادیده نگیرد.
ای درد، ز مرگ فکر درمان نکنیآزار دل شکسته حالان نکنی
هوش مصنوعی: ای درد، چرا به فکر درمان نمیاوری؟ آیا نمیخواهی به حال دل شکستهام رحم کنی و مرا آزرده خاطر نکنی؟
در جان، غم یار دارم آسان ندهمای محنت هجر، مردن آسان نکنی
هوش مصنوعی: در دل خود غم جدایی یار را حس میکنم و به راحتی اجازه نمیدهم که این درد جدایی من را به مرگ برساند.