شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از احوال آشفته خود و دلشکستگیاش در دوری معشوق صحبت میکند. او احساس میکند که آواره و بیسرپناه شده و غم معشوق تمام وجودش را تحت تاثیر قرار داده است. در نهایت از معشوق درخواست میکند که به او توجه کند و نجاتش دهد.
آوارهٔ عالم، نگهی، ساخته ما راآن گوشه نشین، دربه در انداخته ما را
هوش مصنوعی: ما بیسر و سامان شدهایم، وقتی به آن خیالی که در گوشهای نشسته نگاه میکنیم، میبینیم که او ما را به این حال و روز درآورده است.
چون مهرهٔ ششدر شده، در هجر تو ماتیمدریاب که نیرنگ غمت باخته ما را
هوش مصنوعی: ما در جدایی تو مانند مهرهای در بازی شش در بلغزیم و گرفتار شدهایم. تو را خواهش میکنیم که متوجه شویم و کمک کن که فریب غم تو ما را به زانو درآورده است.