شمارهٔ ۵۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از دلتنگی و دوری خود از معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که دلش در غم فراقش تنگ شده است. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و از قفل بودن دل در اینجا و کلید آن در پیش او حرف میزند. شاعر میگوید که با وجود فاصله زیاد، طاقت ندارد و به راهی که به سوی معشوق میبرد ادامه میدهد.
ز دوری خاطرم تنگ است و نتوانم رسید آنجاگشاد دل در آن ابروست، قفل اینجا، کلید آنجا
هوش مصنوعی: از فاصله دوری که دارم، دلم تنگ شده و نمیتوانم به آنجا برسم که دل من در سایهی آن ابرو آرام بگیرد. اینجا قفل است و کلید دست آنجاست.
رهم تا کوی او دور و ندارم طاقت پاییرهی زافتادگی، چون جاده می باید کشید آنجا
هوش مصنوعی: به سوی محله او میروم و از این پا نایستادهام. باید راهی را طی کنم تا به آنجا برسم.