شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر به عشق و نوشیدن شراب اشاره میکند. او میگوید که هرگز از مِی وصل معشوق خود سیر نشده و نغمههای مستی او را چاکچاک کرده است. خیال توبه نیز همچون تصویری بر روی آب فراموشی باقی مانده و همهچیز به زمانهایی برمیگردد که با شراب پیمان بسته بودند.
چو تر هرگز نگردید، از می وصل تو دامانهاز مخموری بود خمیازهای، چاک گریبانها
هوش مصنوعی: وقتی که معشوق در دسترس نیست، همه چیز به حالت پژمردگی و خاموشی میرود. در این حالت، زخمها و آسیبهای عشق به وضوح نمایان میشود، بهطوری که آدمی به یاد میآورد چطور از شوری و شیدایی به وضعیتی خسته و بیرمق تبدیل شده است.
خیال توبه، نقشی بود بر آب فراموشیدر آن عهدی که با پیمانه میبستیم پیمانها
هوش مصنوعی: تصور توبه، تنها نقش و تصویری بود که بر روی آب فراموشی میکشیدیم در زمانی که با پیمانه، پیمانها و قراردادها را میبستیم.