تناجی
حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۳۲

ز بی‌مهریّ او، داغم چراغ مرده‌ای داردگل حسرت‌کشی، نه خورده‌ای، نه برده‌ای دارد
نه تنها صرصر فریاد من، شوریده صحرا راچو دریا چشم پرشورم، نمک‌پرورده‌ای دارد
به خاک من گذر کن، تا ببینی لاله‌زاری رامزار خشک زاهد، سبزهٔ پژمرده‌ای دارد