شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از زیبایی و تاثیر زلف محبوبش سخن میگوید و از او میخواهد که به پریشانی و غم شبنشینیاش توجه کند. او از تلخی زندگیاش در اثر سکوت محبوب شکایت میکند و از او میخواهد که با گفتار خود، تلخی را به شیرینی تبدیل کند.
ای زلف، پریشان شدگانیم، خبر گیرای چاک گریبان، شب ما را به سحر گیر
هوش مصنوعی: ای زلف، ما کسانی هستیم که در دل آشفتگیمان غرق شدهایم. ای چاک گریبان، تو را به یاد شبهای پر زحمت و بیخوابیمان میافکنیم تا شب ما را به صبح برسانی.
از کم سخنی های تو زهر است به جاممبگشای لب و تلخی کامم به شکر گیر
هوش مصنوعی: سکوت و کمگویی تو برای من مثل زهر است، دلت را باز کن و با سخنان شیرینت، تلخیهای زندگیام را به شیرینی تبدیل کن.