شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به حالتی از شوق و عشق اشاره دارد که در آن تصمیم دارد از می و خوشی بهرهبرداری کند. او میخواهد با رها کردن سبحه (نماد ذکر و دعا) و نوشیدن جام، به عشق و درک عمیقتری از معشوق برسد. شاعر همچنین از زمینگیر شدن و غرق شدن در عشق معشوق صحبت میکند، به گونهای که اثر حضور او بر زمین باقی نماند و نتواند به راحتی از این حالت بگذرد.
صبوحی می کند تکلیف، کز می کام بردارمچو گردون سبحه را از کف گذارم، جام بردارم
هوش مصنوعی: صبحگاهی که مینوشم، به من تمام کارها را نشان میدهد؛ چون میخواهم از شراب بنوشم، مانند این است که تسبیح را از دستم میاندازم و جام را بر میدارم.
زمینگیرم چنان بر خاک کوی او که پهلو رانشد چون نقش پا، از بستر آرام بردارم
هوش مصنوعی: من چنان در خاک کوی او افتادهام که حتی نمیتوانم از بستر آرامی که دارم، کنار بروم. مثل اینکه پا روی زمین گذاشتهام و نقش آن باقی مانده، اما من نمیتوانم تکان بخورم.