شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به زیبایی شمعی میماند که با سوزی درونی میسوزد و عشقش به دیگری باعث درد و رنج او شده است. شاعر آرزو دارد که نسبش مثل دیگران جعلی باشد تا از غم و رنجی که از نسبت به آدم (انسانیت یا بشریت) دارد، رها شود. در کل، این شعر از غم عشق و دردهای ناشی از آن سرشار است.
شمع سان، دیده پرآتش مژه پرنم دارمداغها بر جگر، از الفت مرهم دارم
هوش مصنوعی: چشمهایم مانند شمعی در حال سوختن هستند و مژههایم پر از اشک. دلتنگیها و دردهای بسیاری در وجودم دارم، اما از عشق و محبت دارویی برای آرامش خود دارم.
نسبم کاش چو یاران دگر جعلی بودغم عالم ز نسب نامهٔ آدم دارم
هوش مصنوعی: کاش نسب من همانند دوستانم ساختگی بود، چرا که غم و درد جهانی که از نسب آدم به من میرسد، بر دوش من سنگینی میکند.