شمارهٔ ۳۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تمایل و شوق مستان اشاره میکند و از مطرب میپرسد که چه چیزی برای آنها میبرد. او به فضای بزم و لذتهای آن اشاره میکند و به صومعهنشینان، که زندگی زاهدانه دارند، انتقاد میکند. شاعر همچنین به درد و غم دل خود و عشق خونریز یار میپردازد و از حسادت به زخمهایی که نشاندهنده عشق او هستند، سخن میگوید. در نهایت، از نزدیکی و تماس عاطفی با کسی که با او آشناست، ابراز نارضایتی میکند و بر لختی و عریانی وجودشان تأکید میکند.
مطرب سرود شوق به مستان چه می بری؟شوریده ایم، نام بیابان چه می بری؟
هوش مصنوعی: طرب و سرور را در جمع مستان به چه کسی نشان میدهی؟ ما در عشق و شوق خود مجنون و دیوانهایم، پس چرا نام بیابان و تنهایی را به میان میآوری؟
شعر ترم، به بزم خراباتیان خوش استاین باده را به صومعه داران چه می بری؟
هوش مصنوعی: شعر من، در محفل عاشقان و بیخیالها زیباست. این جام شراب را به زاهدان سختگیر چه نیازی است؟
ای دل خیال غمزه ی خون ریزِ یار کنرشک این قدر، به زخم نمایان چه می بری؟
هوش مصنوعی: ای دل، به خاطر زیباییهای یار که دل از تو میرباید، حسودی نکن به زخمهایی که بر دل دارم. چرا از نشان دادن این دردها میترسی؟
دست مرا به سینهٔ چاک، آشنا مکنعریان تنیم، نام گریبان چه می بری؟
هوش مصنوعی: دست من را به سینهای که زخمدار است نزن، زیرا ما عریان و بیپوشش هستیم، نام گریبان چه فایدهای دارد؟