شمارهٔ ۳۳۴
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به نازکخیالی و لطافت احساسات اشاره دارد. او از محبوب میخواهد که با ناز و دلجویی، گرهی که بر ابرو دارد را وا کند، زیرا این کار میتواند تأثیر عمیقی بر روان او داشته باشد. باوجود اینکه خود را گدای عشق میداند، نمیخواهد به طور اشتباه به گدایان پارسا تشبیه شود. همچنین از بار غم و اندوهی که بر دلش نشسته، سخن میگوید و از محبوب میخواهد تا اجازه ندهد که این اندوه، قدرت گریهاش را تحت تأثیر قرار دهد و او را رها کند.
گره، ز ابروی مسکین نواز وا نکنیکه چشم آینه را کاسه ی گدا نکنی
هوش مصنوعی: اگر با ابروی زیبا و دلنشین خود به کسی رحم نکنید، چشمان او به مانند کاسهای برای گدا خواهد شد و تجلی زیبایی را از دست میدهد.
اگر چه کاسه به دستم، گدای میکده اممرا غلط به گدایان پارسا نکنی
هوش مصنوعی: هرچند که من کاسهدار و گدا هستم و به دنبال روزی در میکده میگردم، ولی تو نباید من را با گدایان پارسا و موجه اشتباه کنی.
غمت به وادی دل، شد گران رکاب حزینعنان گریهٔ مستانه را رها نکنی
هوش مصنوعی: غم تو در دل من سنگینی میکند و همچون سوار حزین که افسار گریههای شاد را رها نمیکند، من هم نتوانم از آن جدا شوم.