بخش ۱۰ - مناجات
هوش مصنوعی: این شعر دعایی است به خداوند، که شاعر در آن از ناتوانی و کمبود خود سخن میگوید. او به مقام خداوندی و رحمت خدا استناد میکند و از طمع و امید خود به خشنودی خدا سخن میگوید. شاعر از شرمساری خود به خاطر گناهان و نافرمانیها میگوید و به عذرخواهی و طلب بخشش از خداوند میپردازد. او اذعان میکند که در زندگیاش تنها به نعمتهای خداوند زیسته و حالا که به درگاهش آمده، به جز عفو و رحمت خدا چیزی نمیطلبد. شاعر در نهایت از خدای مهربان میخواهد که او را در سختیها یاری کند و بر او ببخشاید.
خدایا به جاه خداوندیتکه بخشی مقام رضامندیت
هوش مصنوعی: خدایا به مقام و جایگاه تو، که به خاطر آن خواستههای ما را برآورده کنی.
طمع نیست از کشت بی حاصلمبه خشنودیت کار دارد دلم
هوش مصنوعی: دل من تنها به خاطر خشنودی تو تلاش میکند، هر چند از این تلاش سودی عایدش نشود.
بسی شرمسارم ز نفس فضولز طاعت مکدّر، ز عصیان ملول
هوش مصنوعی: من به خاطر نفس بیجا و بیمورد خود شرمندهام، از عبادتهایم ناخشنود و از گناهانم خستهام.
که نیک و بدم هر دو نبود رواچو عصیان بود طاعتم ناسزا
هوش مصنوعی: هر دو کار خوب و بد برای من درست نیست، زیرا همانگونه که نافرمانی زشت است، اطاعت از نافرمانی هم زشت به نظر میرسد.
ندارم بجز عفو چیزی به کفشد از کف مرا نقد فرصت تلف
هوش مصنوعی: من جز عفو و بخشش چیزی ندارم، و آنچه که در دستم بود، فرصت را به هدر داد.
نبخشید سودی جگرخوارگیمن و دست و دامان بیچارگی
هوش مصنوعی: من سودی از رنج و دردهایقلبیام نمیبرم و در این وضعیت ناداری و درماندگی قرار دارم.
به درگاهت آورده ام عجز خویشسر از شرم بی برگی افکنده پیش
هوش مصنوعی: به درگاه تو آمدهام و از ناتوانیام شرمندهام، سرم را به خاطر بیثمریام پایین انداختهام.
نگیری چسان دست افتاده ایکه خود از کرم هستیش داده ای؟
هوش مصنوعی: نگران این نباش که چطور به این حالت رسیدهای، چرا که خودت به خاطر بزرگواری و رحمتی که داری، این امکان را فراهم کردهای.
به یک عمر در نعمتت زیستمگدای درت نیستم، کیستم؟
هوش مصنوعی: من تمام عمرم را در نعمت تو سپری کردهام، اما حالا که به درخانهات آمدهام، دیگر تو را گدا نمیدانم، بلکه خود را جویای حقیقت میدانم.
اگر هست بنما دَرِ دیگرموگرنه به حرمان مران زین درم
هوش مصنوعی: اگر در دیگری وجود دارد، آن را نشان بده و اگر نه، به امیدی که من را از این در خود برانی، دلم را نشکن.
در افتادگی از که خواهم مدد؟مدد از کِه افتادگان را رسد؟
هوش مصنوعی: در سختی و گرفتاری به که پناه ببرم؟ آیا کسی هست که به کمک افرادی که به زانو درآمدهاند، برسد؟
خروشان خراشم جگر در قفسکسی نیست غیر از تو فریادرس
هوش مصنوعی: جگرم از درد میسوزد و جز تو کسی نیست که به فریادم برسد.
ز چاک قفس ارمغان بهارفرستم صفیر دل سوگوار
هوش مصنوعی: از زنجیرهای قفس خبرهایی از بهار میآورم و صدای دل شکستهام را به گوش میرسانم.
شکیب از دلم رفته نیرو ز چنگبرم مانده چون سبزه در زیر سنگ
هوش مصنوعی: صبر و تحمل از دلم رفته و نیرویی که داشتم هم از دست رفته است، چون سبزهای که زیر سنگ گیر کرده و نمیتواند رشد کند.
نماندهست امیدم به چیزی مگربه چاک گریبان و دامان تر
هوش مصنوعی: امیدم به هیچ چیز دیگری نیست جز به چاک گریبان و دامن مرطوبم.
که عصیان به کوی کریمان برندگنه هدیه آرند و غفران برند
هوش مصنوعی: در جایی که انسانها به معصیت و گناه میپردازند، وقتی به نزد افراد بزرگوار و بخشنده میروند، گناهانشان را با توبه و پشیمانی اصلاح کرده و از آنها عفو و بخشش میطلبند.
به هر حاجتم از تو امّیدوارکه هم فیض بخشی هم آمرزگار
هوش مصنوعی: من به هر چیزی که از تو میخواهم امید دارم، زیرا تو هم بخشنده فیضی و هم آمرزندهای.