بخش ۲۴ - حکایت
هوش مصنوعی: در این متن، معروف کرخی به یکی نصیحت میکند که از انبانش دانهای به موران بدهد و آنها را از رنج نجات دهد. معروف با شدت اعتراض میکند که نباید به ضعیفان ظلم کرد و جفا ورزید. او میگوید که اگر کسی دانهای از موران دریغ کند، فردا خود او ممکن است نیازمند کمک دیگران شود. در نهایت، معروف از او میخواهد که انصاف را رعایت کند و اگر میتواند، به دیگران کمک کند.
به معروف کرخی، یکی داد پندکه با رشته انبان جو را ببند
هوش مصنوعی: یک نفر به معروف کرخی نصیحت کرد که باید جو را درون انبان با رشتهای محکم ببندی.
که حالی برآیند موران ازا خاکنمایند انبانت از دانه پاک
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ممکن است حشراتی مانند مورچهها از خاک بیرون بیایند و انبانت را از دانههای تمیز پر کنند. به عبارتی دیگر، این اشاره به تلاش و کوشش موجودات کوچک و اهمیت ذرات ریز در زندگی دارد.
برآشفت معروف فرخنده خویکه اینگونه ناسخته دیگر مگوی
هوش مصنوعی: معروف فرخندهخوی که به شدت ناراحت شده، میگوید دیگر چنین حرفهایی نزنید.
بپرور ضعیفان رنجور راچه بندی ره روزی مور را
هوش مصنوعی: به کسانی که ضعیف و رنجور هستند، رسیدگی کن و برای آنها روزی تهیه کن، مانند آنکه مورچه در پیدا کردن روزی خود تلاش میکند.
جوانمردی آموز، ای تنگدلجفا بر ضعیفان کند سنگدل
هوش مصنوعی: به جوانمردی بیاموز، ای قلب تنگ و بیرحم، که به ضعیفان ظلم نکن.
چرا دانه از مور داری دریغ؟نداری مگر شرم از ابر و میغ؟
هوش مصنوعی: چرا از دادن دانه به مور کوچک خودداری میکنی؟ آیا از باران و ابر خجالت میکشی؟
ندانی به این حرص و بخل قویکه فردا تو خود رزق موران شوی؟
هوش مصنوعی: آیا میدانی با این حرص و بخلی که داری، فردا ممکن است که خودت مثل مورچهها روزیات را تأمین کنی؟
مکن نخل انصاف از بیخ و بناگر خدمتی می توانی بکن
هوش مصنوعی: اگر میتوانی کمکی انجام دهی، انصاف را از ریشه و بنیادش خراب نکن.