شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و تغییرات در چهره معشوق میپردازد. او بیان میکند که هر لحظه چهرهای جدید از معشوقش را مشاهده میکند و دلش نمیخواهد از او دل بردارد. احساس میکند که معشوقش او را به بند کشیده و نمیتواند از زیباییهای مختلف او غافل شود. شاعر همچنین اشاره میکند که معشوقش به گونهای است که او را در هر جایی با جلوهای جدید میبیند و این تغییر دائم باعث میشود او همواره در عشق و دلدادگیاش سرگردان بماند. در نهایت، به این نکته میپردازد که زیبایی معشوق هیچ گونه رنگ و بویی ندارد، اما با وجود این، او هر بار با ظاهری متفاوت و جذاب در ذهن شاعر نقش میبندد.
می نماید هر زمان روی از پریرویی دگرتا کشد هر دم گریبان من از سویی دگر
هوش مصنوعی: هر لحظه از زیباییهای مختلفی به من نمایان میشود که این باعث میشود هر بار دلم را از طرفی دیگر برباید.
دل نخواهم بردن از دستش که آن جان جهاندل همی جوید ز من هر دم به دلجویی دگر
هوش مصنوعی: نمیخواهم دل خود را از دست او ببرم، زیرا او غمخوار من است و همیشه در جستجوی من است تا از من دلجویی کند.
چون تواند دم ز آزادی زدن آن کس که بادهر زمانش می کشد در بند گیسویی دگر
هوش مصنوعی: چگونه میتواند کسی که همیشه در اسارت و وابستگی است، از آزادی صحبت کند؟ او مانند کسی است که هر لحظه باد گیسویش را به سمت دیگری میبرد و در بند آن است.
روی جمعیت کجا بیند به عمر خویشتنآنکه باشد هر زمان آشفته رویی دگر
هوش مصنوعی: آیا ممکن است کسی در طول عمر خود ببیند که در میان انبوه جمعیت، چهرهاش چگونه است، در حالی که همیشه چهرهای دیگر و آشفته دارد؟
سر به محراب از برای سجده کی آرم فرودمن که دارم قبله هر دم طاق ابرویی دگر
هوش مصنوعی: من نمیتوانم برای سجده سرم را به محراب بگذارم، چون هر لحظه قوس ابرویی جدید را به عنوان قبلهام میبینم.
من به یک رو چون شوم قانع که حسن روی اومی نماید هر دم از هر رو مرا رویی دگر
هوش مصنوعی: من وقتی به یک دلیل به زیبایی او راضی میشوم، هر لحظه از زوایای مختلف زیبایی او را میبینم و این باعث میشود که دیدگاهها و احساسات جدیدی در من بوجود آید.
بر لب یک جو مجو آن سرو رعنا را که اوهر زمان باشد خرامان بر لب جویی دگر
هوش مصنوعی: در کنار یک جوی آب، به دنبال آن قامت زیبا نباش؛ چرا که او همیشه در حال حرکت و زیبایی است و در کنار جوی دیگری در حال رقصیدن است.
بر سر کویی به حسنی جلوه گر دیدیش روتا به حسن دیگرش بینی تو در کویی دگر
هوش مصنوعی: در یک خیابان، زیبایی را مشاهده کردی که توجهات را جلب کرد، اما اگر به خیابانی دیگر بروی، میتوانی زیبایی دیگری را ببینی که شاید حتی از آنچه دیدهای، زیباتر باشد.
با وجود آنکه او را هیچ رنگ و بوی نیستبینمش هر دم به رنگ دیگر و بویی دگر
هوش مصنوعی: با اینکه او هیچ ویژگی ظاهری و مشخصی ندارد، اما هر لحظه او را به شکلی متفاوت و با حس و حالی تازه احساس میکنم.
گفته بود او مغربی را خوی ما باید گرفتچون بگیرد چونک دارد هر زمان خویی دگر؟
هوش مصنوعی: او گفته بود که باید رفتار غربیها را در نظر بگیریم، زیرا هر بار که به آنها نگاه میکنیم، ویژگیهای جدیدی از خود را نشان میدهند.