شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی اشاره دارد. شاعر از "آشنا" و "درد" سخن میگوید و به نوعی دلتنگی و نگرانی درباره رابطهای که دارد، پرداخته است. او از دردهای عاطفی خود در شب و روز میگوید و به تأثیرات عشق و حواس پرتیهای ناشی از آن اشاره میکند. بهطور کلی، شعر بیانگر پیچیدگیهای عشق و احساسات وابسته به آن است.
اشنه دردی مبا کر با چه من باکونه دردی مبا کر با چه من با
درد عشقی[؟] مباد! اگر هم هست، چون من باد. درد کهنهای مباد! اگر هم هست، چون من باد. (شاید هم: درد آشنایی مباد....)
رشته سودا به سر دیرم شب و روزچه ما سودا زمانی اشنه سر با
هوش مصنوعی: در روز و شب، افکار و آرزوهایم مرا رها نمیکنند و این حال و روز ناآرامی که در سرم دارم، دائماً من را به یاد گذشته میاندازد.