شمارهٔ ۷۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییهای طبیعی و انسانی و تأثیر آنها بر جهان و انسانها میپردازد. شاعر از قدرت و زیبایی سرو، ماه، خورشید و جنبههای مختلف زیبایی چهره میگوید و بیان میکند که این زیباییها منجر به خلق چیزهای مختلفی در دنیا شدهاند. او توصیف میکند که چگونه ویژگیهای ظاهری و باطنی افراد و پدیدهها بر دیگران تأثیر میگذارد و چگونه عشق و رنج در دل عاشقان ایجاد میشود. همچنین، شاعر اشاره میکند که دنیای مادی و معنوی از زیباییها و عشق شکل گرفته و انسانی با ویژگیهای خاص را به عنوان نمادی از کمال معرفی میکند. در نهایت، شعر به شادی و سرمستی ناشی از عشق نیز اشاره دارد.
ز قدت سرو بستان آفریدندز رویت ماه تابان آفریدند
هوش مصنوعی: از قد بلند تو درخت سرو را در باغ ساختند و به خاطر زیبایی چهرهات، ماه تابان را آفریدند.
ز حسن روی تو تابی عیان شداز آن خورشید رخشان آفریدند
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات به روشنی تمام و کمالی جلوهگر است و آن را مانند خورشیدی درخشان به وجود آوردهاند.
ترا سلطانی کَونین دادنپس آن گه تخت سلطان آفریدند
هوش مصنوعی: تو را به مقام سلطنت در این دنیا میرسانند و سپس برایت تخت و جایگاهی مناسب بر پا میکنند.
از آن سرچشمه نوش حیاتتبگیتی آب حیوان آفریدند
هوش مصنوعی: از آن منبع زندگی، آب حیات را برای تو در دنیای هستی خلق کردند.
ز چشم فتنه جوی دلفریبتهزاران چشم فتّان آفریدند
هوش مصنوعی: از نظر زیبایی و جذابیت چشمان معشوق، هزاران چشمه بدخواهی و حسادت به وجود آمده است.
لب و دندان او را تا بدیدنددر و یاقوت و مرجان آفریدند
هوش مصنوعی: وقتی که لب و دندان او را دیدند، در و یاقوت و مرجان را خلق کردند.
ز خطّ عارض و نور جبینشبت و شمع و شبستان آفریدند
هوش مصنوعی: از زیبایی خط و روشنی پیشانیش، بتها و شعلههای شمع و مکانهای تاریک را خلق کردند.
نبد مردی و میدانی جهانراکه او را مرد میدان آفریدند
هوش مصنوعی: هیچ کس در دنیا وجود ندارد که شجاعت و قابلیتهای یک مرد میدان را نداشته باشد، چرا که او همواره برای چنین کاراکتری ساخته شده است.
که تا از زلف او زنّار بندندبسی کس را پریشان آفریدند
هوش مصنوعی: به خاطر زلف او، بندهایی به گردن مردم بستهاند و بسیاری را در سرگردانی و پریشانی رها کردهاند.
چو عکس و زلف رخسارش نمودندبگیتی کفر و ایمان آفریدند
هوش مصنوعی: وقتی که تصویر و موهای او را نشان دادند، در جهان کفر و ایمان را خلق کردند.
برای سجده بردن پیش رویتجهانی را مسلمان آفریدند
هوش مصنوعی: جهانی را برای اینکه بر سر تو سجده کند و تسلیم تو شود، مسلمان و آماده کردند.
مر آنرا وعده دیدار دادندمر اینرا بهر نیران آفریدند
هوش مصنوعی: یکی را به ملاقات وعده دادهاند و دیگری را به خاطر نیرنگ و فریب آفریدهاند.
یکی را بهر طاعت خلق کردندیکی را بهر عصیان آفریدند
هوش مصنوعی: برخی از انسانها برای انجام کارهای خوب و پسندیده به دنیا آمدهاند، در حالی که بعضی دیگر برای راههای نادرست و نافرمانی خلق شدهاند.
یکی از بهر مالک گشت موجوددگر از بهر رضوان آفریدند
هوش مصنوعی: یکی برای مالک آفریده شده و دیگری برای رضوان خلق شده است.
بصحرائی جهان را برگذشتندتماشا را گلستان آفریدند
هوش مصنوعی: در بیابانهای جهان سفر کردند و با تماشا کردن، باغی زیبا و دلانگیز خلق کردند.
چو عزم جویبار دهر کردنددر او سرو خرامان آفریدند
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم به جریان زندگی گرفته شد، در آنجا سروهایی باوقار و با ناز و افراشته پرورش یافتند.
گذر کردند بر صحرای امکاندو عالم را ز امکان آفریدند
هوش مصنوعی: دو جهان را از فضایی به نام امکان عبور داده و از آن فضا خلق کردهاند.
بظاهر ملک جسم آباد کردندبباطن عالم جان آفریدند
هوش مصنوعی: ظاهر این دنیا را زیبا و آباد ساختهاند، اما در حقیقت، عالم معنوی و روحانی را شکل دادهاند.
که تا باشد نموداری ز علمشجهان را از پی آن آفریدند
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجودی از علم و دانش او باشد، جهان را بر اساس آن خلق کردهاند.
چو حسن خویشتن را جلوه دادندجهانی پر ز خوبان آفریدند
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی خود را به نمایش گذاشتند، دنیا پر از افراد نیکو و زیبا شد.
بر افکندند چون پرده ز رخساربرای جلوه انسان آفریدند
هوش مصنوعی: آنها پرده را از چهره برداشتند تا زیبایی و جلوه انسان را نمایان کنند.
ز اشک عاشقان او بگیتیدرو دریای عمان افریدند
هوش مصنوعی: از اشکهای عاشقانش، در زمین دریایی همانند دریای عمان ساخته شد.
دلم را در خم زلفش بدیدنداز آنجا گوی و چوگان آفریدند
هوش مصنوعی: دل من را در پیچ و تاب زلف او اسیر کردند و از آنجا بازی گوی و چوگان ایجاد کردند.
برای عاشقان از هجر وصلشهزاران درد و درمان آفریدند
هوش مصنوعی: برای عاشقان، جدایی از معشوق باعث شده تا درد و درمانهای فراوانی به وجود آید.
دلیل خویشتن هم خویش بودندبدان منکر که برهان آفریدند
هوش مصنوعی: خود انسان دلیل وجود خودش است و کسانی که به این حقیقت انکار دارند، در واقع دلیل و برهان را خودشان ایجاد کردهاند.
چو خود خوردند باده، مغربی راچرا سرمست و حیران آفریدند؟!
یعنی از قد تو که بلند است سرو را خلق کردند