شمارهٔ ۸۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقه است. شاعر به تشبیه زیبایی او با آینه اشاره میکند و میگوید که تنها نگاه او میتواند زیباییاش را به تصویر بکشد. او هنگامی که به چهره معشوقه نگاه میکند، زیبایی او را در تمام شکوهش میبیند. شاعر همچنین بیان میکند که دیدن زیباییهای دیگر جهان برایش بیمعناست و تنها یک لحظه نگاه به روی معشوق او را از همه چیز دور میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که وجود معشوق، روشنایی و نور زندگیاش است و او را به سمت عشق و زیبایی بیشتر میکشاند.
رخ زیبای تو را آینه ای میبایدکه رخت را بتو زانسان که توئی بنماید
هوش مصنوعی: برای نشان دادن زیبایی چهرهات، به آینهای نیاز است که بتواند تو را به خودت نشان دهد.
چون نظری بر رخ زیبای تو می اندازمحسن مجموعه تو در نظرم می آید
هوش مصنوعی: وقتی به چهره زیبای تو نگاه میکنم، زیباییهای مختلف تو در ذهنم مجسم میشود.
نیست مشاطه رویت بجز از دیده ماحسن رخسار ترا دیده همی آراید
هوش مصنوعی: جز چشم ما، هیچ کس زیبایی چهرهات را نمیبیند. تنها چشم ماست که زیبایی صورت تو را میآراید و جلوه میدهد.
دیده از دیدن خوبان جهان بر بنددهر که بر روی تو یک لحظه بگشاید
هوش مصنوعی: هر کس که یک لحظه به روی تو چشم بدوزد، چشمانش را از دیدن زیباییهای دیگر دنیا میبندد.
گوئیا حسن تو هر لحظه فزون می گرددتا مرا از من و از هر دو جهان برباید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد زیبایی تو هر لحظه بیشتر میشود، طوری که مرا از خودم و از هر دو جهان جدا میکند.
نیست دیدار تو را دیده ناشایستهبهر دیدار توام دیده ی تو بنماید
هوش مصنوعی: ملاقات با تو برای من سخت و ناخواسته است، اما برای دیدن تو چشمانم به تو توجه خواهند کرد.
مغربی تا شب هستی تو باقی باشدنور خورشید من از مشرق جان برباید
هوش مصنوعی: تا زمانی که شب فرا برسد، وجود تو مانند نور خورشید از سمت مشرق جانم را همراهی میکند و میبرد.