شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و محبت میپردازد و احساسات عمیق خود را از معشوق بیان میکند. او میگوید که دوست هر لحظه برایش پیغامی تازه میفرستد و دل او دائما با الهامهای جدید پر میشود. شاعر توصیه میکند که دل سرگشته به جز عشق او آرامش دیگری نیابد. او همچنین از زیبایی معشوق و تأثیراتش بر دل و جان سخن میگوید و به تداوم عشق و نیاز به او اشاره میکند. در نهایت، او به زیبایی و صمیمیتی که در عشق وجود دارد، میپردازد و میگوید هر لحظه به دنبال تجربهای نو از عشق و احساسات است. برای شاعر، وجود معشوق به معنای آغاز و انجامی همیشگی است و او از همه لطافتها و نعمتهایی که از عشق میگیرد، شگفتزده است.
میفرستد هر زمانی دوست پیغامی دگرمیرسد دل را ازو هر لحظه الهامی دگر
هوش مصنوعی: هر لحظه دوست پیامی جدید میفرستد و هر بار احساس تازهای به دل میدهد.
کای دل سرگشته غیر از ما دلارامی مجویزانکه نتوان یافتن جز ما دلارامی دگر
هوش مصنوعی: ای دل سرگشته، به غیر از ما دنبال آرامشی نگرد، زیرا نمیتوانی جز ما آرامش دیگری پیدا کنی.
از پی صیادی مرغ دل ما می نهدخال زلفش هر زمانس دانه و دامی دگر
هوش مصنوعی: دل ما به دنبال صیادی است که هر لحظه با زیبایی و غفلت خویش ما را به دام میاندازد.
چوت توان هشیار بودن چون پیاپی می دهدهر زمان ساقی شرابی دیگر از جامی دگر
هوش مصنوعی: وقتی که میتوانی آگاه و هوشیار بمانی، چرا که همیشه ساقی شرابی تازه از جامی دیگر به تو میدهد.
گرچه اورا نیست آغازی و انجامی ولیهر زمان داریم از او آغاز و انجامی دگر
هوش مصنوعی: هرچند او نه شروع و نه پایانی دارد، اما همیشه ما از او آغاز و پایانی تازه داریم.
در حقیقت هیچ نامی نیست او را گرچه اومینهد مر خویش را هر لحظه ائ نامی دگر
هوش مصنوعی: در واقع، او نامی ندارد، اما هر لحظه خود را به شکلی جدید و با نامی دیگر معرفی میکند.
دل بکامی از لب جانان کجا راضی شودهر نفس خواهد کز او حاصل کند کامی دگر
هوش مصنوعی: دل از لب معشوق راضی نمیشود و هر دم میخواهد که از او خوشی جدیدی به دست آورد.
هر که گامی بر هوای نفس ناسوتی نهددر فضای نفس لاهوتی نهد گامی دگر
هوش مصنوعی: اگر کسی قدمی به سوی خواستههای دنیوی و نفسانی خود بردارد، در واقع بر فضای معنوی و الهی قدم گذاشته است.
چون ز هر دشنام او یابم دعای هر نفسکاشکی دادی مرا هر لحظه دشنامی دگر
هوش مصنوعی: هر بار که از او دشنام میشنوم، دعایی در جانم شکوفا میشود. ای کاش هر لحظه او دوباره به من ناسزا بگوید.
گرچه ما مستغرق احسان و انعام وی ایممیکنم از وی طلب هر ساعت انعامی دگر
هوش مصنوعی: هرچند ما در نعمتها و لطفهای او غرق شدهایم، اما باز هم هر لحظه از او درخواست نعمت و بخشش جدیدی میکنیم.
جز رخ و زلفش که صبح و شام ارباب دلندمغربی را نیست صبحی دیگر و شامی دگر
هوش مصنوعی: جز چهره و موی او که در صبح و شام به دلدار میمانند، برای کسی که در غربت است، صبح و شام دیگری وجود ندارد.