شمارهٔ ۱۲۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که با وجود اینکه از خدایی درخواست میکند، اما خود را در مقام پادشاهی بر دو عالم میبیند. او به عنوان بنده خداوند، بر جهان تسلط دارد و از تجربههایش در عالم بالا، به زمین نگاهی متفاوت دارد. شاعر از جدایی از ماده و کائنات صحبت میکند، اما در عین حال ارتباطی با آن دارد و گاهی به آن نزدیک میشود. او به خستگان و دردمندان امید و آرامش میدهد و نشان میدهد که با وجود ظاهراً فقیر بودن، در واقع از لحاظ معنوی ثروتمند است و به دیگران راهنمایی میکند. همچنین، به بازآفرینی و زنده کردن روحهای مرده و افسرده نیز اشاره میکند.
بر دو عالم پادشاهی میکنمگرچه از ایزد گدایی می کنم
هوش مصنوعی: اگرچه من از خداوند خواستهای کوچک دارم، اما میتوانم بر دو جهان حکمرانی کنم.
بنده حقم خداوند جهانبر جهان زو کدخدایی می کنم
هوش مصنوعی: من بنده خدا هستم و خداوند بر همه جهان فرمانروایی میکند؛ من نیز در این دنیا به نوعی نقش مدیریتی و نگهداری از آن را ایفا میکنم.
مر سما ره چون زمین طی کرده امبر زمین اکنون سمائی میکنم
هوش مصنوعی: من سفرهای زیادی در زمین انجام دادهام، حالا به سمتی بالاتر بر میخیزم و پرواز میکنم.
هر دو عالم را ز پس بگذاشتیمتا که اکنون پیشوایی میکنم
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقام رهبری و هدایت، از هر دو دنیا به عقب برگشتهام و همه چیز را رها کردهام.
دارم از وجهی به عالم اتصالگرچه از عالم جدائی میکنم
هوش مصنوعی: من از یک بعد به دنیای ارتباط میرسم، هرچند که از دنیای جدایی فاصله میگیرم.
زان پس از بیگانگی از کائناتگاه گاهی آشنایی میکنم
هوش مصنوعی: پس از اینکه از جهان و موجودات آن فاصله گرفتم، گاهگاهی با آنها آشنا میشوم.
خستگان را نوشدارو میدهمبستگاهن را درگشائی میکنم
هوش مصنوعی: به کسانی که خسته و درماندهاند، داروی شفابخش میدهم و درهای امید را برایشان باز میکنم.
لا تظن انّی فقیر مفلسچون بگنجت راهنمایی میکنم
هوش مصنوعی: نباید فکر کنی که من بیپول و نیازمند هستم، چون به تو در پیدا کردن راه ثروت کمک میکنم.
مغربی مرده افسرده راروح بخشی جانفزائی میکنم
هوش مصنوعی: من به مردی که در سمت غرب زندگی میکند و افسرده است، روحی تازه و زندگی دوباره میبخشم.