شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف بادهای میپردازد که نوشیدنش باعث مستی و نشئهی دائمی میشود. شاعر از خاصیت این باده میگوید که کسی که آن را مینوشد، نمیتواند به هوش و حالت عادی خود برگردد. همچنین به زیباییها و رازهای پنهان جهان اشاره میکند. شاعر از ساقی میخواهد که سخنی از معشوق بگوید و بر این نکته تأکید میکند که برخی اسرار نباید پنهان بمانند. در کل، این شعر به جستجوی حقیقت و لذتهای زندگی میپردازد.
چه باده است که مست است میفروش از ویکسیکه خورد نیاید دگر بهوش از وی
هوش مصنوعی: چه نوشیدنیای است که میفروش، اثرش را با مستی نشان میدهد؛ کسی که آن را بنوشد، دیگر هرگز به حالت طبیعی و هوشیاری بازنمیگردد.
چه باده است که مست و خراب اوست مداممدام در دل خمها بجوش از وی
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به توصیف یک نوشیدنی میپردازد که بهطور مداوم در دل ظرفها در حال جوشیدن است و موجب سرمستی و خراب کردن حال انسان میشود. این باده به قدری تاثیرگذار است که فرد را مدام تحت تأثیر خود قرار میدهد و او را در حالت مستی و شادی نگه میدارد.
چه باده است ندانم که میدهد ساقیکه باده مست و خراب است و باده نوش از وی
هوش مصنوعی: نمیدانم چه نوع نوشیدنیای است که ساقی به من میدهد، اما معلوم است که این شراب باعث مستی و خرابی میشود و کسی که آن را مینوشد، تحت تاثیر آن قرار میگیرد.
چه چهره بود که هر سوی چهره بنمودچه نقش بود که برخاست آن نقوش از وی
هوش مصنوعی: چه زبانی داشت که هر سمت چهرهاش را نشان میداد و چه تصویری بود که از چهرهاش به وجود آمد.
چو بحر قطره از آن می بخورد شد سرمستبجوش آمد و در جنبش و خروش از وی
هوش مصنوعی: مانند دریا، قطرهای از آن مینوشد و سرمست میشود، به طوری که در حال شادی و جنب و جوش است.
بیا بیا سخنی گو از آن صنم با مننمیسزد که شوی پیش ما خموش از وی
هوش مصنوعی: بیا و دربارهی آن معشوقه صحبت کن، چرا که نمیتوانی در میان ما ساکت و خاموش بگذاری.
بگوش هوش کس امروز می نیارد گفتدل آنچه سمع روانش شنیده دوش از وی
هوش مصنوعی: امروز کسی نمیتواند به درستی صحبت کند و آنچه را که دل او شب گذشته از شنیدن دریافت کرده، بیان کند.
چو مغربییست ترا خازن خزانه رازدر خزانه اسرار مپوش از وی
هوش مصنوعی: وقتی به تو به عنوان کسی نگاه میکنم که نگهبان و خزاندار اسرار است، نباید از او چیزی را پنهان کنی.