شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساساتی عمیق و روحانی شاعر میپردازد. شاعر از دردها و علایق دنیوی خود رنج میبرد و خواستار جام وحدت و اتصال به حقیقتی برتر است. او به دنبال دارویی است که بتواند او را از زهد خالی کند و به معرفت رساند. همچنین، او از رحمت خداوند شکرگزاری میکند که پس از سالها زهد، توانسته است به میخانه و شادی برسد. در نهایت، شاعر امیدوار است که از نسل مطلوبی سرشار از روح و معنویت باشد.
خون شد دل از علایق ناسوت کثرتمساقی به گردش آی بده جام وحدتم
هوش مصنوعی: دل به خاطر وابستگیهای دنیوی به شدت درد میکند. ای ساقی، بیا و با گردشات، جام اتحاد ما را به من بده.
آن دارویم بده که فلاطون خم نشینآید کمین سبوکش دریای حکمتم
هوش مصنوعی: به من آن اندیشهای را بده که باعث شود فلسفهام در کنار بزرگان قرار بگیرد و به من قدرتی دهد که عمق دانش و حکمت خود را به نمایش بگذارم.
در زیر بار سایه کشد قاف تا به قافگر شهپری به هم زند عنقای همتم
هوش مصنوعی: در زیر سایه ای گسترده، قاف را تا قاف دیگر میکشاند، اگر پرندهای بلندپرواز به همت من بیافزاید.
منت خدای را که پس از چند ساله زاهدآخر کشید بر در میخانه قسمتم
هوش مصنوعی: این آهنگ بر خوشحالی و شکرگزاری شاعر به خاطر رسیدن به فرصتی برای ورود به میخانه و تجربه لذتها و شادیها اشاره دارد. با اینکه سالها در جستجوی زهد و پرهیزگاری بوده، اکنون به این نتیجه رسیده که میتواند از زندگی لذت ببرد و درگاه میخانه را سرشار از برکت میبیند. این تغییر دیدگاه به معنای پذیرش زندگی و شادیهای آن است.
می ده که داد مژدۀ رحمت مرا سروشروزی کزین سلاله سرشتند طینتم
هوش مصنوعی: به من مینوشد که خبر خوش رحمت من را میدهد، در روزی که از این نسل، سرشت و خمیرهام را به وجود آوردهاند.