شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: این شعر عاطفی و غمگین، احساسات دلشکستگی و اشتیاق شاعر را نسبت به یاران و روزگارهای خوش بیان میکند. شاعر از مشکلات عشق و جدایی صحبت میکند و به تقاضای باران و بهار اشاره دارد تا شاید امیدی تازه در دلش پدید آید. او به وحشت از تنهایی و حیرتی که دارد اشاره میکند و از دیگران میخواهد که به آرامی از کنار او بگذرند تا نتواند بیشتر از این در درد و رنج باقی بماند. در نهایت، او به یاد روزگار خوش با یارانش میافتد و حسرت آن لحظات را در دل دارد. با احساساتی عمیق، این شعر به تصورات و رؤیاهای شاعر درباره عشق و دوستی پرداخته و غم جدایی را نمایان میسازد.
بگذار تا بماند چشمم به رهگذارانپاداش آنکه نشناخت قدر وصال یاران
هوش مصنوعی: بگذار چشمم به آنهایی که از کنارم میگذرند، باشد. این نشانهی پاداش کسی است که نتوانست ارزش بودن با دوستانش را درک کند.
ای ابر نوبهاری باران نبار دیگرطوفان چشمم امروز بگرفته جای باران
هوش مصنوعی: ای ابر بهاری، دوباره باران نریز. امروز چشمان من به طوفانی گرفتار شده و جایش را باران گرفته است.
یا رب مباد کس را حیران دو دیده چون منچشمی به روی منظور چشمی به ناقه داران
هوش مصنوعی: خدایا، نگذار کسی مانند من با چشمانی حیران در جستجوی معشوق بماند، در حالی که یک چشم به او و چشم دیگر به افرادی که بار سوار میکنند، دوخته شده است.
ما بار ناقه بستیم دل ماند پیش دلدارکارم به مشکل افتاد ای خیل همقطاران
هوش مصنوعی: ما سوار بر شتری شدیم، اما دلمان هنوز پیش محبوب مانده است. کار من به مشکل برخورده و با وجود این که همسفرانی دارم، احساس تنهایی میکنم.
ای ساربان خدا را آهسته ران که شایددیگر فتد به رویش چشم امیدواران
هوش مصنوعی: ای باربر، تو را به خدا قسم، آرامتر بران! شاید این دلهای امیدوار دوباره به او نگاه کنند.
چشمی به روزگاری بودم گل عذاریرفتیم و ماند بر چشم حسرت به روزگاران
هوش مصنوعی: در یک زمانی، جوان زیبا و بهترین روزها را تجربه کردم، اما اکنون تنها خاطرات آن روزها برایم باقی مانده و به آنها با حسرت نگاه میکنم.
بو کان ستارهٔ روز بار دگر بتابدهر شب شمارم اختر چون چشم شب گذاران
هوش مصنوعی: اگر روزی مانند ستارهای درخشان دوباره به وجود بیاید، هر شب به شمارش ستارهها مینشینم، مانند چشمی که به شب مینگرد.
درد دل ضعیفم ناگفته ماند با دوستلختی عنان بدارید ای خیل رهسپاران
هوش مصنوعی: درد و دلهای من که از ضعف و ناتوانیام ناشی است، بیآنکه با دوستم در میان بگذارم، باقی مانده است. ای جمعیت راهپیمایان، لحظهای توقف کنید تا کمی آرام بگیرم.
رفت از خزان هجران گلهای عیش بر باددریاب بوستان را ای شوکت بهاران
هوش مصنوعی: گلهای شادی در روزهای جدایی از بین رفتند، بهار را دریاب و به گلستان توجه کن، ای زیبایی بهار.
از پا فتادگانیم بگذر ز ما و نگذارما را در این بیابان ای میر شهسواران
هوش مصنوعی: ما از پا افتادهایم، لطفاً از کنارمان عبور کن و ما را در این بیابان تنها نگذار، ای سرور شوالیهها.
رحمت به روزه داران از فضل بس عجب نیستای ابر هین فروبار بر فرق میگساران
هوش مصنوعی: رحمت و برکت به روزهداران از لطف و کرم خداوند چیز عجیبی نیست. ای ابر، حالا باران را بر سر میگساران بریز.
گو چشم روزگاران بر حال ما بگریدگر لطف شه نگیرد دست گناهکاران
هوش مصنوعی: اگر چشم زمان بر وضعیت ما بگرید، دلیلش این است که اگر الطاف پادشاه شامل حال گناهکاران نشود، هیچ امیدی به بهتر شدن اوضاع نیست.
فرمانروای محشر مینوگسار کوثردادار بنده پرور سالار تاجداران
هوش مصنوعی: فرمانروای جهان آخرت، که دارای نعمتهای بیپایان است، خالق و پرورشدهندهی بندگان است و نیز رهبری برترینها را بر عهده دارد.
باد صبا به جانان بر کو که مانده نیرّدور از تو با دل زار اندوه غم هزاران
هوش مصنوعی: باد بهاری بر معشوق بوزد، ای کسی که در دوری تو همچنان قلبی غمگین و پر از درد دارد.