شمارهٔ ۱۲۴
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات مربوط به عشق، زیبایی و سوالات فلسفی درباره زمان و زندگی میپردازد. شاعر با نگرانی از گذر زمان و تلخی آن، از خود میپرسد که اگر همه چیز تلخ باشد، چه آیندهای در انتظار است. او به زیبایی چشمها و موهای معشوقهاش اشاره میکند و از احساس گرفتاری و هیجانش ناشی از این زیبایی صحبت میکند. در عین حال، او از ساقی میخواهد که به او باده بدهد، زیرا در زمانهایی که پیوند روحانی و تقوی دچار آلودگی میشود، چه چیز باقی میماند؟ در نهایت، شاعر به زیبایی معشوقهاش اشاره کرده و از خود میپرسد که نتیجه این عشق و وصف زیباییاش چه خواهد بود.
عمر این گردش ایام چه خواهد بودنگر همه زهر بود کام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: عمر این روزگار چه فایدهای دارد اگر همه چیز تلخ و گزنده باشد، در این صورت بیمعنا خواهد بود.
دور چشمان شما سر بسلامت بادادور چرخ ار نشود رام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: ای کاش دور چشمان شما همواره سلامت باشد. اگر چرخ زندگی به خوبی بچرخد، دیگر چه چیزی ممکن است پیش بیاید؟
خط و زلف تو بزنجیر کشیدند مراتا ز چشمان تو پیغام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: موی تو مرا به زنجیر کشیده و نمیگذارند از چشمانت پیغام عشق را بفهمم.
ساقیا دامن تقوی چو شد آلوده مرادر شط باده فکن جام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی دامن تقوایم آلوده شد، چرا باید در جامم چیزی ریخت؟ بگذار در شط باده غوطهور شوم.
هین ز آغاز تو ایزلف مسلسل پیداستکه مرا با تو سرانجام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: بنگر ای زلف، از نخستین روزی که تو را دیدم، پیداست که سرنوشت من با تو چه خواهد شد.
نیرّ این چامه که در وصف جمال تو سرودتا ز لعل لبت انعام چه خواهد بودن
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی تو اشاره دارد و میگوید که وقتی من دربارهٔ جمال تو شعر میسرایم، نمیدانم که چه چیزی میتواند با زیبایی لبهای تو برابر باشد. به عبارت دیگر، زیبایی تو فراتر از هر وصف و توصیفی است و من از چشمی که به زیبایی تو خیره شده، خواستهای جز لذت بردن از آن ندارم.