شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی است درباره زیبایی و جذابیت یک معشوق. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصویرسازیهای زیبا، ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را به تصویر میکشد. طوق و خط، حلقه و چاه، همه نمادی از عشق و زیبایی هستند. او به صورت غیرمستقیم به حالتهای عاشقانه، غم و آرزوهای درونی اشاره میکند. در انتها، شاعر از نگاه معشوق و تاثیری که بر دلش دارد سخن میگوید، به طوری که زیبایی او تمام وجود شاعر را تحت تاثیر قرار داده است.
طوقی ز خط بدور زنخدان کشیدهایبر دور مهر و مه خط بطلان کشیدهای
هوش مصنوعی: شما با خطی زیبا دور گردن خود، زیور و طوقی طراحی کردهاید، در حالی که بر روی صورت زیبا و دلنشین خود، نشانی از نقص یا عیب نمیگذارید.
داود را بحلقۀ خفتان نهفتۀیوسف بدور چاه بزندان کشیدهای
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که داود (پیامبر) به دلیل خطایی که کرده، مانند یوسف در چاهی گرفتار شده و به نوعی در وضعیتی سخت و دشوار قرار دارد. در واقع، اشاره به این دارد که او در شرایطی مشابه یوسف افتاده است که در آن زمان به زندان دهولت شده بود.
مانی بخضر در صفت ای سبزۀ عذارپیداست کاب چشمۀ حیوان کشیدهای
هوش مصنوعی: درود بر تو ای سبزهای که همچون چهرهی خضر در زیبایی خود مشخص است و چشمههای زندگی و جوانی را به نمایش میگذاری.
از مشک تر نوعته طلسمی بسیم خاممه در کمند موی بدستان کشیدهای
هوش مصنوعی: عطر مشک از تو گرفته شده و مانند طلسمی است که موهای بلندت را در بر گرفته است.
ایچشم مست باده چه خوردی که از غرورخنجر بروی مهر درخشان کشیدهای
هوش مصنوعی: ای چشمان زیبای خمار، چه نوشیدی که چنان مغرور شدهای که با خنجر بر قلب درخشان عشق زخم میزنی؟
ایخال دل سیه دل یکشهر بردۀخود در شکبخ زلف پریشان کشیدهای
هوش مصنوعی: ای دل سیاه و غمگین، یک شهر را در کنترل خود داری و به دلهای شکسته و پریشان دیگران مینگری.
در پرده دیدۀ مگر آن سینۀ چو سیمای صبحدم که سر بگریبان کشیدهای
هوش مصنوعی: در چشمانت، شاید آن سینهی مانند نقره را ببینم، ای صبح دم که سر را در آغوش گرفتهای.