شمارهٔ ۱۳۴
هوش مصنوعی: این شعر به وصف زیبایی و ویژگیهای خاص محبوب میپردازد. شاعر با تمثیلهای مختلف، نظیر پرگار و تابش نور، روح و جسم محبوب را توصیف میکند و او را نه تنها انسانی زیبا، بلکه نشانهای از معانی عمیق میداند. او به قدرت و لطافت محبوب اشاره کرده و میگوید که نزدیک شدن به او نیازمند دقت و احتیاط است. همچنین، از نام محبوب و اثراتش بر دل حرف میزند و تأکید میکند که عشق به او باعث نرم شدن دل و روح میشود. در نهایت، شاعر به ارزش بینظیر محبوب اشاره کرده و میگوید که هیچ کس نمیتواند مانند او باشد.
ای صورت زیبای تو مرآت معانیسرگشته چو پرگار به تصویر تو مانی
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو، تجلی معانی هستی که مانند پرگار در دایرهی وجود تو میچرخد و به تصویر زندگیات مینگرد.
در جنس ملک گر بشری هست تو اوییدر نوع بشر گر ملکی هست تو آنی
هوش مصنوعی: اگر در عالم ملک، انسانها وجود دارند، تو همان شخص هستی. و اگر در نوع بشر، فرشتگان وجود داشته باشند، تو نیز همان فرشته هستی.
جسمی اگر ای مایهٔ جان جسم بهشتیجانی اگر ای قوّت تن جان جهانی
هوش مصنوعی: اگر بدن تو باعث حیات توست، مانند یک پدیدهٔ بهشتی است و اگر جان تو نیروی زندگیات باشد، پس روح تو جهانی است.
سهو است به جد تنگ کشیدن به کنارتزین سان که تو نازکتن و باریکمیانی
هوش مصنوعی: اشتباه است که در کنار تو اینقدر نزدیک و تنگ بنشینم، زیرا تو انسان حساسی هستی و زیبایی خاصی داری.
آرش نه ای ترک توزۀ سست کن از تبربر ساعد سیمین نسزد سخت کمانی
هوش مصنوعی: آرش به تو نرسیده است که با تبر بر بازوی نقرهای ضربه بزنی. این کار به هیچ وجه شایستهی کمانداری نیست.
نامی ز دهان تو شنیدیم در افواهجستیم و ندیدیم از آن نام نشانی
هوش مصنوعی: ما سخنی از نام تو شنیدیم و در هر جا به دنبالش گشتیم، اما هیچ نشانی از آن پیدا نکردیم.
گر وصل دهانت طلبد دل مکنش منعنبود عجب از پیر تمنای جوانی
هوش مصنوعی: اگر دهانت خواهان وصلی باشد، دل خود را از این خواسته محروم نکن. جالب نیست که جوانی در پی خواسته های قدیمی باشد.
گویم که شب از نالۀ دل سخت تو شد نرمچون روز شود باز ببینم که همانی
هوش مصنوعی: میگویم که شب به خاطر نالههای دل، به شدت نرم و آرام شده است، اما وقتی روز دوباره میشود، میبینم که هنوز همان حال و هوا برقرار است.
گفتند به دور زنخش آب حیات استخود را به چه انداختم از راه ندانی
هوش مصنوعی: گفتند که دور زن خویشتن زندگی و حیات وجود دارد، چرا باید خود را به بیراهه بیفکنم و از آن دور شوم؟
جرم از دل ما نیست که امکان سلامتاز تیر نظر نیست که تیریست نهانی
هوش مصنوعی: اشکال از دل ما نیست، بلکه خطر در کمین است و این خطر به طور پنهانی وجود دارد.
ای جان به ترازیّ بهای تو سبکسنگدرّی چو تو کس یاد ندارد به گرانی
هوش مصنوعی: ای جان، تو به اندازهای ارزشمندی که هیچ کس به گرانی تو توجهی ندارد و تو مانند دُر با ارزشی هستی که کسی جز تو را نمیشناسد.