شمارهٔ ۱۳۹
هوش مصنوعی: شاعر در این poem از غم و درد عاشقانه خود سخن میگوید. او به محبوب خود اشاره میکند و از بیمهری و تغییر خوی او گلایه میکند. در بیداری و خواب، احساس پریشانی و جنون را تجربه میکند و به حال خود ناله میزند. شاعری که به تعبیر خوابها پرداخته و دلبستگی عمیقش را به زلف محبوب توصیف میکند، از کوتاهی عمر و دراز بودن حکایتهای عاشقانه یاد میآورد. او از تأخیر صبح و وفای محبوبش نیز شکایت میکند و در نهایت از حسرت و ناکامی ناشی از عشق ناموفقش میگوید.
نکرد از لابه ای بیمهر اگر خوی تو تغییریبسازم من بخویت هین بکش زارم بشمشیری
هوش مصنوعی: اگر بخواهم برای تو تغییراتی ایجاد کنم، با اینکه از نالههای بیرحمت هیچ ترسی ندارم، پس بکش مرا با شمشیر خودت.
شب دوشین بگردن دیدمی از مشک زنجیریپریشانم از اینخواب جنون ایزلف تعبیری
هوش مصنوعی: در شب گذشته، زنجیری از مشک بر گردنم دیدم که نشان از بیقراریام داشت. از این خواب عاشقانه و دیوانگی، تعبیری نداشتم.
طبیبم بر سر بالین رسید اما بهنگامیکه تن درتاب و جان بر لب نه ایمانی نه تقریری
هوش مصنوعی: پزشک به بالین من آمد، اما در زمانی که بدن در تب و جان در حال خروج بود، نه ایمان داشتم و نه حرفی برای گفتن.
حکایتهای زلف او دراز و عمر شب کوتهنمیگویم متاب ای صبحدم یک لحظه تأخیری
هوش مصنوعی: من داستانهای زلف او را طولانی و عمر شب را کوتاه نمیکنم، ای صبح، لطفاً یک لحظه هم تأخیر نکن.
کمانداری که دل خون میخورد از حسرت تیرشزمن غافل گذشت ایطالع برگشته تدبیری
هوش مصنوعی: کمانداری که از حسرت تیرش دلش پر از غم و اندوه است، به راحتی از من غافل شد و اکنون برگشته تا تدبیری بیندیشد.
وفا بر وعدۀ قتلم نکردی یاد دار ایمهکه از کوی تو ما رفتیم و دردل حسرت تیری
هوش مصنوعی: تو به عهدی که بر جانم بستی وفا نکردی، به یاد داشته باش که ما از کوی تو رفتهایم و در دلمان حسرتی مانند تیر وجود دارد.
نشد رامم رقیب ای آه خر من سوز امدادیرمید از من حبیب ای نالۀ شبگیر تأثیری
هوش مصنوعی: دشمن نتوانست مرا تسلیم کند، ای آه، چقدر قلبم سوخته است! یاری من از دستم رفت و محبوبم از من دور شد. ای نالههایی که در نیمههای شب به وجود آمدهاند، چه تاثیری دارند؟