شمارهٔ ۵۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود به محبوبش صحبت میکند و میگوید که اگر تنها راه او، گدایی در کوی محبوب باشد، برای او کافی است. او از محبوبش میخواهد که نرانست بگوید، زیرا عشق او پشت گرمیش است و همیشه در کنار او خواهد بود. در واقع، احساسات عمیق و وابستگی خود را به محبوبش بیان کرده و نشان میدهد که عشقش برای او اهمیت زیادی دارد.
گر مرا راه گدائی بسر کوی تو بودتا ابد دست من و حلقۀ گیسوی تو بود
هوش مصنوعی: اگر مقدر بود که همیشه در کوی تو، مثل گدایان زندگی کنم، من با کمال میل به این وضعیت رضایت میدادم تا همیشه دستم در دستان تو و گیسوی تو در حلقهام باشد.
سر دروئی مکن ایدوست که از فتنۀ عشقپشت گرمی من ار بود بپهلوی تو بود
هوش مصنوعی: ای درویش، دروغ نگو و به من نزدیک نشو، چون اگر عشق به من پشتیبانی میداد، باید با تو میبود.