تناجی
نیر تبریزی

شمارهٔ ۶۹

با سینه غمت را سروکار بست و گرنهصد بار ز آه سحرش سوخته بودم
یک لحظه فراق توام از دیده فرو ریختاشکی که به صد خون دل اندوخته بودم
تا جای خیالت نشود تیره شب هجرصد مشعله از آه دل افروخته بودم