شمارهٔ ۶۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت به درد فراق محبوبش اشاره میکند. او میگوید که اگر عشق و غم او نبود، بارها از غم صبحگاهان میسوخت. او اشکی را که از دل خونینش جمع کرده بود، در لحظه جدایی از معشوق میریزد. همچنین برای اینکه خیال محبوبش در دلش تیرگی نگیرد، صد آتش از دلش افروخته است. این شعر بیانگر عمق عشق و درد ناشی از جدایی است.
با سینه غمت را سروکار بست و گرنهصد بار ز آه سحرش سوخته بودم
هوش مصنوعی: با دل نگران تو سر و کار داشتم وگرنه هزار بار از آه و نالهام در سحرگاهان همسوخته بودم.
یک لحظه فراق توام از دیده فرو ریختاشکی که به صد خون دل اندوخته بودم
هوش مصنوعی: لحظهای که از تو دور شدم، اشکی از چشمانم ریخت که سالها با درد و غم در قلبم جمع کرده بودم.
تا جای خیالت نشود تیره شب هجرصد مشعله از آه دل افروخته بودم
هوش مصنوعی: تا زمانی که یاد تو در ذهنم روشن بود، از دلbroken خودم به اندازهی صد شمع روشنی به وجود آوردم تا شبهای تار هجران را روشن کنم.