شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس دلشکستگی و جدایی سخن میگوید. او با اشاره به اینکه خونش به خاطر عشق ریزان است، به زیباییها و رنجهای عشق اشاره میکند. شاعر میپرسد که تا کی باید با این جدایی زندگی کند و از کسی خواهان یاری است تا بختش تغییر کند. او آرزو دارد که یا با یک جام ساده سر کند یا با بادهای در کنار جوی آبی.
ریزند خون من آخر خوبان به عربدهجوئینی نیست جای شکایت کاین است رسم نکوئی
هوش مصنوعی: خوبان در آخر کار باعث ریزش خون من میشوند و اگر بخواهند از من بد رفتار کنند، جای شکایت نیست، زیرا این هم جزو خصائل نیک آنهاست.
ای داده دل به جدائی تا کی قرین جفائیسوی صفا نگرانی راه وفا نپوئی
هوش مصنوعی: ای دل که به جدایی عادت کردهای، تا کی باید در کنار بدیها زندگی کنی؟ به سوی آرامش و پاکی نگاه کن و از مسیر وفا و محبت دور نشو.
خواهم که بخت مساعد یاری کند به دو چیزمیا ساده با لب جامی یا باده با لب جوئی
هوش مصنوعی: میخواهم که شانس و اقبال به من کمک کند تا یا یک چیز ساده داشته باشم، یا نوشیدنی در لب جوی.