بخش ۱۶ - ایضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از غم و تنهایی خود در absence برادرش سخن میگوید. او حس میکند که جهان بدون برادرش تنگ و دشوار است و از بیدلیل بودن مشکلاتش شکایت دارد. او به فقدان آزادی و امنیت اشاره میکند و از درد و نالههایی که در دل دارد سخن میگوید. شاعر همچنین به وحشت و اضطراب درونی خود اشاره میکند و میگوید که درد دلش ناگفته مانده است. در نهایت، او از موانع و تاریکیهای زندگی که بر سر راهش قرار دارد، صحبت میکند و ناشناخته بودن مسیرش را بیان میکند.
برادر بیتو در چشمم جهان تنگست مینالمفلک را بیسبب با من سر جنگست مینالم
هوش مصنوعی: برادر، نبودن تو باعث شده که دنیا در چشمانم کوچک و تنگ به نظر برسد. بیدلیل از سرنوشت خود شکایت میکنم و ناله میزنم که چرا اینگونه با من رفتار میکند.
به صید آشیان گم کرده مرغ بیپر و بالیز هرسو دامن قومی پر از سنگست مینالم
هوش مصنوعی: من در جستجوی آشیان مرغی هستم که پر و بالش را گم کرده و از هر طرف دامن قوم و خویش را پر از سنگ میبینم و بر این حال خود ناله میزنم.
نه زنجیر جفا بر گردنم تنک است از آن گویمکه عنقا را ز طوق آهنین ننگست مینالم
هوش مصنوعی: زنجیرهای ظلم و ستم به دور گردن من تنگ نیست، زیرا من از آن رو میگویم که پرنده افسانهای (عنقا) از گردنبند آهنی شرم دارد و من از این موضوع شکواییه دارم.
بنالد بلبل از هجران گل امامن از وحشتهنوزم دامن وصل تو در چنگست مینالم
هوش مصنوعی: بلبل به علت جدایی از گل شکایت میکند و من نیز از ترس و غم هنوز دامن وصال تو را در دست دارم و در حال ناله هستم.
به جانان درد دل ناگفته ماند ای اشک امدادیکه دل در اضطراب از نالهٔ زنگست مینالم
هوش مصنوعی: به معشوقم حقایق دل را نگفتم. ای اشکهای یاریدهنده، در حالی که دلم در اضطراب است، از نالهام فریاد میزنم.
برادر مرده را با ناله دمسازی کنند اماسلامت باد من نای و دف و چنگست مینالم
هوش مصنوعی: برادر مرده را با نالیدن و گریه کردن مورد تسلی قرار میدهند، اما من در عوض به سلامت خود مینازم و با نای و دف و چنگ به بیان احساساتم میپردازم.
بیابان دور و مقصد ناپدید و رهزنان در پیجهان تاریک و ره پر سنگ و پا لنگست مینالم
هوش مصنوعی: در میان بیابانی وسیع قرار دارم و مقصدی را نمیبینم. در این جهان تاریک، دزدانی در کمین هستند و مسیر پر از سنگ و سختی است. به همین خاطر به شدت شکایت و ناله میکنم.