قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی و نقد اوضاع اجتماعی و انسانی پرداخته و هشدارهایی درباره حقایق زندگی میدهد. شاعر به مخاطب میگوید که در این دنیا، دزدی و فریب کاری رایج است و بهتر است به پیرامون خود توجه کند. او تأکید میکند که انسان باید تواضع را در پیش بگیرد و از ایمن بودن در این دنیا فریب نخورد.
شاعر به زوال دوستی و دشمنی اشاره کرده و میگوید که این روزها هیج کس به دوستی شناخته نمیشود. او به زراعت و کاشتن در زندگی اشاره میکند و میگوید که هر چیزی که بکاری، در زمان برداشت به تو خواهد رسید. همچنین از خطرات نفسانی و زینتپرستی هشدار میدهد و بر اهمیت راستی و صداقت در زندگی تأکید میکند.
شاعر به تن آدمی و روح اشاره کرده و میگوید که باید از غرور و گناه دوری کرد و به حقیقت نزدیک شد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید از تجربیات گذشته عبرت گرفت و در جستجوی حقیقت و ارزشهای والاتر بود.
دزد تو شد این زمانهٔ ریمنآن به که نگردیش به پیرامن
هوش مصنوعی: این زمانه به دزدی و فریب مشهور شده است، بهتر است که به اطراف و دور و بر خود توجه نکنید و از آن دوری گزینید.
گر برتریت دهد فروتن شوور ایمنیت دهد مشو ایمن
هوش مصنوعی: اگر برتری و مقام بالایی به تو داده شد، باید فروتن و متواضع باشی و اگر احساس امنیت کردی، نباید به این احساس اطمینان کنی و بیاحتیاط شوی.
کشته است هماره خنجر گیتینه دوست شناختست نه دشمن
هوش مصنوعی: در این جهان، چاقوی سرنوشت همیشه افرادی را میکشاند و نه تنها دوست را نمیشناسد بلکه دشمن را نیز نمیشناسد.
امروز گذشت و بگذرد فردادی رفته و رفتنی بود بهمن
هوش مصنوعی: امروز هم گذشت و فردا هم خواهد گذشت. دی ماه هم که گذشته و نمیتواند برگردد.
بی نیش، عسل که خورد ازین کندوبی خار، که چید گل ازین گلشن
هوش مصنوعی: بدون زهر نمیتوان عسل را از این کندو چشید و بدون خار هم نمیتوان گلی از این گلزار چید.
این بیهنر آسیای گردندهسائیده هزارها سر و گردن
هوش مصنوعی: این بیهنر چون آسیاب در حال چرخش است و هزاران سر و گردن را آرد میکند.
ایام بود چو شبروی چابکیا همچو یکی سیاهدل رهزن
هوش مصنوعی: در روزگاری مانند شبروی چابک یا مانند یک دزد سیاهدل، زمان به سرعت میگذشت.
ما را ببرند بی گمان روزیزین کهنه سرای بی در و روزن
هوش مصنوعی: ما را به دور از این خانهی قدیمی و بینور خواهند برد، بدون شک روزی چنین خواهد شد.
روغن بچراغ جان ز علم افزایکم نور بود چراغ کم روغن
هوش مصنوعی: گاه گاهی که علم و دانش کم باشد، مانند چراغی با روغن کم، نورش ضعیف و ناچیز خواهد بود. در واقع، اگر روشنایی و علم کافی نباشد، تاثیر و روشنی کمتری در زندگی و محیط اطراف ایجاد میشود.
از گندم و کاه خویش آگه باشتو خرمنی و سپهر پرویزن
هوش مصنوعی: به خودت آگاه باش که از همه چیز درونت و بیرونت اطلاع داری. تو به مانند خوشهای از گندم و کاه هستی که در این دنیای بزرگ، نقش و جایگاه خود را میشناسی.
خواهی که نه تلخ باشدت حاصلدر مزرعه تخم تلخ مپراکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که نتیجهات تلخ نباشد، در دنیای زندگیات به کارهای تلخ و منفی دست نزن.
هنگام زراعت آنچه کشتستیآنت برسد بموسم خرمن
هوش مصنوعی: زمانی که در حال زراعت هستی، باید توجه داشته باشی که آنچه بکاری، در فصل برداشت به ثمر میرسد.
گر سوی تو دیو نفس ره یابدتاریک نمایدت دل روشن
هوش مصنوعی: اگر نفس اماره به تو نزدیک شود، دل تو را تاریک و ناآگاه میکند، در حالی که در واقع باید روشن و آگاه باشد.
بی شبهه فرشته اهرمن گرددچندی چو شود رفیق اهریمن
هوش مصنوعی: بدون شک، هر فردی که با اهریمن رفاقت کند، مدتی بعد خود نیز به فرشتهای چون اهریمن تبدیل خواهد شد.
ابلیس فروخت زرق وبا خود گفتزین بیش چه میتوان خرید از من
هوش مصنوعی: ابلیس فریب و نیرنگ خود را به کسانی میفروشد و با خود میگوید که دیگر چیزی بیشتر از این نمیتوان از من خرید.
زین باغ که باغبانیش کردیجز خار ترا چه ماند در دامن
هوش مصنوعی: از این باغی که تو به آن رسیدی و به آن رسیدگی کردی، جز خار و آزار چیزی برای تو نمانده است.
مرغان ترا همی کشد رو بههمیان ترا همی برد رهزن
هوش مصنوعی: پرندگان تو را به سمت همیان میکشند و دزد هم تو را به سمت مقصد میبرد.
تا پای بود، راه ادب میروتا دست بود، در هنر میزن
هوش مصنوعی: تا زمانی که پای تو در حرکت است، به راه ادب و آداب برو؛ و تا زمانی که دست تو فعال و توانمند است، در زمینه هنر تلاش کن.
یک جامه بخر که روح را شایدبس دیبه خریدی و خز ادکن
هوش مصنوعی: یک لباس بخر که روح را تغذیه کند، شاید قبلاً لباسهای زیبا و گرانقیمت خریده باشی.
مرجان خرد ز بحر جان آوردمینای دل از شراب عقل آکن
هوش مصنوعی: عقل و خرد از دریای وجود انسان به مانند مرجان، گواهی بر ارزشهای درونی اوست. دل را با معرفت و درک عمیق خود پر کن، گویی شراب عقل مینوشی و از آن لذت میبری.
بی دست چه زور بود بازو رابی گاو چه کار کرد گاو آهن
هوش مصنوعی: بدون دست، قدرتی برای بازو وجود ندارد و بدون گاو، گاوآهن کارایی ندارد.
از چاه دروغ و ذل بدنامیباید به طناب راستی رستن
هوش مصنوعی: برای فرار از مشکلات ناشی از دروغ و بدنامی، باید به حقیقت و صداقت روی آورد و به کمک آن خود را نجات داد.
باید ز سر این غرور را راندنباید ز دل این غبار را رفتن
هوش مصنوعی: باید بر این خودپسندی غلبه کرد و از دل این کدورتها و موانع عبور کرد.
کس شمع نسوخت زین فروزینهکس جامه ندوخت زین نخ و سوزن
هوش مصنوعی: هیچ کس به خاطر این نور دلیری نکرد و هیچ کس به خاطر این نخ و سوزن لباس ندوخت.
خواهی که نیفکنند در دامتدیوان وجود را به دام افکن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که در زندگیات مشکلات و دیوانگیها به سراغت نیایند، باید ابتدا خودت آنها را در دام بیندازی و کنترلشان کنی.
در دفتر نفس درسها خواندیدر مکتب مردمی شدی کودن
هوش مصنوعی: در زندگی تجربیات و درسهای زیادی را آموختی، اما در میان مردم به دلیل نادانی به جایی نرسیدی.
گرمست هنوز کورهٔ هستیسرد از چه زنیم مشت بر آهن
هوش مصنوعی: اگر هنوز قلعهٔ وجودیات سرد و بیروح است، چرا دستت را بر آهن بکوبی؟
جز باد نبیختیم در غربالجز آب نکوفتیم در هاون
هوش مصنوعی: ما هیچ چیز را جز باد در سبد نریختهایم و هیچ چیزی را جز آب در هاون نکوفتیم.
جان گوهر و جسم معدنست آنراروزی ببرند گوهر از معدن
هوش مصنوعی: روح انسان به ارزش و گوهری مانند یک ماده قیمتی در درون وجودش است، که روزی آن روح از این جسم خاکی جدا خواهد شد.
گر کج روشی، براستی بگرایآئینهٔ راستگوی را مشکن
هوش مصنوعی: اگر در کارهایت بیراهه روی، حقیقت را نشکن و به آینهای که راستگوست آسیب نرسان.
از پردهٔ عنکبوت عبرت گیربر بام و در وجود، تاری تن
هوش مصنوعی: از تارهای عنکبوت برای عبرت گرفتن استفاده کن؛ بر بالای سر و در وجود انسان، این تارها نماد تردید و fragility انسانیت هستند.