قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی موضوعاتی چون خسران انسانی، غفلت از خود و نیاز به خودآگاهی میپردازد. شاعر به مخاطب یادآوری میکند که در جستوجوی سود و خوشی، ممکن است از واقعیتهای زندگی غافل شود و در دام خواستههای نفسانی بیفتد. او به تمثیلهایی چون گنجشک در دهن مار و سپیدار و نخل اشاره میکند تا نشان دهد که باید در زندگی بارور و مفید بود. همچنین، شاعر از زبونی و وابستگی به دنیا انتقاد میکند و بر اهمیت پاکیزگی جان و عمل تأکید دارد. او به مخاطب هشدار میدهد که زمان محدود است و باید در فرصتها بهرهبرداری کند و از خمودی و کسالت دوری کند، تا در نهایت به نیکی و نام نیک دست یابد.
سود خود را چه شماری که زیانکاریره نیکان چه سپاری که گرانباری
هوش مصنوعی: به چه چیزی اهمیت میدهی در حالی که خودت دچار ضرر هستی؟ و چگونه میتوانی به دیگران اعتماد کنی در حالی که بار زیادی بر دوش داری؟
تو به خوابی، که چنین بیخبری از خودخفته را آگهی از خود نبود، آری
هوش مصنوعی: تو در خواب به سر میبری و بیخبر از خود هستی، حتی خوابیدهها هم از حال خود آگاهی ندارند، بله.
بال و پر چند زنی خیره، نمیبینیکه تو گنجشک صفت در دهن ماری
هوش مصنوعی: به چه علت تلاش میکنی به خودت بال و پر بدهی؟ آیا نمیبینی که در نهایت مانند گنجشکی هستی که در دهان ماری قرار دارد؟
بر بلندی چو سپیدار چه افزائیبارور باش، تو نخلی نه سپیداری
هوش مصنوعی: بر فراز بلندی مانند سپیدار، چه فایدهای در باروری است؟ تو باید مانند نخل، میوهدار و بارور باشی.
چیست این جسم که هر لحظه کشی بارشچیست این جیفه که چون جانش خریداری
هوش مصنوعی: این جسم چیست که هر لحظه به نوعی بار سنگینی به دوش دارد، و این موجود بیارزش چه دردی دارد که جانش خواهان و خریدار دارد؟
طینت گرگ بر آن شد که بیازاردز گزندش نرهی گرش نیازاری
هوش مصنوعی: اگر طبیعیّت گرگ به او اجازه دهد، میتواند به تو آسیب برساند، اما اگر در برابر او عفو و گذشت کنی، به تو آسیبی نخواهد رساند.
اهرمن را سخنان تو نترساندکه تو کردار نداری، همه گفتاری
هوش مصنوعی: اهرامن از سخنان تو نمیترسد چون عمل و رفتاری نداری و فقط حرف میزنی.
بزبونی گرویدی و زبون گشتیتو سیه طالع این عادت و هنجاری
هوش مصنوعی: به خاطر زبونی و ضعف خود، به حالت زبونی دچار شدهای و این نشاندهنده بدبختی توست که به چنین عادت و رفتاری تن دادهای.
دل و دین تو ربودند و ندانستیدین چه فرمان دهدت؟ بندهٔ دیناری
هوش مصنوعی: دل و ایمان تو را گرفتند و تو متوجه نشدی که ایمان چه دستوری به تو میدهد؟ تو فقط یک بندهی پول هستی.
غم گمراهی و پستی نخوری هرگزز ره نفس اگر پای نگهداری
هوش مصنوعی: اگر همواره به دنبال هدایت و راه درست باشی و از وسوسههای نفس دوری کنی، هرگز به غم و اندوه نخواهی افتاد.
ماند آنکس که بجا نام نکو داردتو پس از خویش ز نیکی چه بجا داری
هوش مصنوعی: آن کسی که نام نیکو و یاد خوب از خود بجا گذاشته است، باقی میماند. حال تو نیز باید در نظر داشته باشی که از خود چه نیکیها و یادگاریهایی را بر جای میگذاری.
تا که سرگشتهٔ این پست گذرگاهیهر چه افلاک کند با تو، سزاواری
هوش مصنوعی: اگر در این مسیر دنیوی سرگردان شدهای، هر کاری که آسمان برایت رقم بزند، شایسته و لایق آن خواهی بود.
دامن آلوده مکن، چونکه ز پاکانیبندهٔ نفس مشو، چونکه ز احراری
هوش مصنوعی: دامن خود را آلوده نکن، چرا که مانند پاکان بوده و بندهٔ هوای نفس خود نشو، که به مانند زشتکاران خواهی بود.
جان تو پاک سپردست بتو ایزدهمچنان پاک ببایدش که بسپاری
هوش مصنوعی: جان تو به خداوند سپرده شده است، پس باید آن را به شیوهای پاک و خالص برگردانی، همانطور که آن را دریافت کردهای.
وقت بس تنگ بود، ای سره بازرگانکالهٔ خود بخر اکنون که ببازاری
هوش مصنوعی: زمان بسیار محدود است، ای بازرگان ماهر، همین حالا کالای خود را بخر چون که به زودی به بازار خواهد رفت.
سپرو جوشن عقل از چه تبه کردیتو بمیدان جهان از پی پیکاری
هوش مصنوعی: چرا تو از نیروی عقل و اندیشهات دست کشیدی و به میدان زندگی وارد شدی تا به جنگ بپردازی؟
بود بازوت توانا و نکوشیدیکاهلی بیخ تو بر کند، نه ناچاری
هوش مصنوعی: اگر تو قدرت و نیروی کافی داری، اما تلاش نمیکنی، باید بدان که سستی و تنبلی تو را به عقب میکشند، نه اینکه به اجبار اینگونه هستی.
چرخ دندان تو بشمرد نخستین روزچه بهیچش نشماری و چه بشماری
هوش مصنوعی: دندانهای تو به گونهای هستند که روزهای اول را میشمارند، اما تو نه آنها را میشماری و نه اهمیتی به آنها میدهی.
کمتری جوی گر افزون طلبی، پروینکه همیشه ز کمی خاسته بسیاری
هوش مصنوعی: اگر کمی را بخواهی، بیشتر به دست میآوری؛ پروین، چون همیشه از کم، زیاد به دست آورده است.