شمارهٔ ۴۰ - توشهٔ پژمردگی
هوش مصنوعی: لالهای با نرگس پژمرده درباره زیبایی و لحظات زندگی صحبت میکند. نرگس میگوید که ما هم مانند شما، زیبایی و احساسات را تجربه کردهایم و آنها را به دست آوردهایم. اما با گذر زمان، خوشیها به اندوه تبدیل شده و ما نیز در این مسیر، تلخیها و پژمردگیها را ذخیره کردهایم. به این ترتیب، هر دو گل به ناچاری از تغییرات زندگی و آثار گذر زمان اشاره میکنند و یادآوری میکنند که شادی و غم بخشی از تجارب انسانی است.
لالهای با نرگس پژمرده گفتبین که ما رخساره چون افروختیم
هوش مصنوعی: لالهای به نرگسی که پژمرده است گفت: تماشا کن که ما چقدر زیبا و درخشان هستیم.
گفت ما نیز آن متاع بی بدلشب خریدیم و سحر بفروختیم
هوش مصنوعی: ما هم آن کالا ارزشمند و بینظیر را در شب خریدهایم و صبحگاه آن را فروختیم.
آسمان، روزی بیاموزد ترانکتههائی را که ما آموختیم
هوش مصنوعی: آسمان روزی به تو درسهایی را خواهد آموخت که ما از آن بهرهمند شدیم.
خرمی کردیم وقت خرمیچون زمان سوختن شد سوختیم
هوش مصنوعی: در زمان خوشی و شادابی، زندگی خوبی داشتیم، اما وقتی که زمان سختی و مصیبت رسید، رنج و سوختن را تجربه کردیم.
تا سفر کردیم بر ملک وجودتوشهٔ پژمردگی اندوختیم
هوش مصنوعی: با سفر کردن به دنیای وجودت، ما بار غم و اندوه را گردآوری کردهایم.
درزی ایام زان ره میشکافتآنچه را زین راه، ما میدوختیم
هوش مصنوعی: زمانه، از آن راهی که ما دوخته بودیم، درزهایی ایجاد کرد و آنچه را ما جمع کرده بودیم، گسسته ساخت.