تناجی

مثنویات، تمثیلات و مقطعات

شمارهٔ ۱ - آتش دل
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
شمارهٔ ۲
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
شمارهٔ ۳
ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن
شمارهٔ ۴
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
شمارهٔ ۵
ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن
شمارهٔ ۶
ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن
شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز
کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
شمارهٔ ۸ - آرزوی مادر
جهاندیده کشاورزی به دشتی
شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان
شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست:
شمارهٔ ۱۰ - آشیان ویران
از ساحت پاک آشیانی
شمارهٔ ۱۱ - آئین آینه
وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای
شمارهٔ ۱۲ - احسان بی ثمر
بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت
شمارهٔ ۱۳ - ارزش گوهر
مرغی نهاد روی به باغی ز خرمنی
شمارهٔ ۱۴ - از یک غزل
بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
شمارهٔ ۱۶ - امروز و فردا
بلبل آهسته به گل گفت شبی
شمارهٔ ۱۷ - امید و نومیدی
به نومیدی، سحرگه گفت امید
شمارهٔ ۱۸ - اندوه فقر
با دوکِ خویش، پیرزنی گفت وقتِ کار
شمارهٔ ۱۹ - ای رنجبر
تا به کی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر
شمارهٔ ۲۰ - ای گربه
ای گربه، ترا چه شد که ناگاه
شمارهٔ ۲۱ - ای مرغک
ای مرغک خرد، ز اشیانه
شمارهٔ ۲۲ - باد بروت
عالمی طعنه زد به نادانی
شمارهٔ ۲۳ - بازی زندگی
عدسی وقت پختن، از ماشی
شمارهٔ ۲۴ - بام شکسته
بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد
شمارهٔ ۲۵ - بلبل و مور
بلبلی از جلوهٔ گل بی‌قرار
شمارهٔ ۲۶ - برف و بوستان
به ماه دی، گلستان گفت با برف
شمارهٔ ۲۷ - برگ گریزان
شنیدستم که وقت برگریزان
شمارهٔ ۲۸ - بنفشه
بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتش
شمارهٔ ۲۹ - بهای جوانی
خمید نرگس پژمرده‌ای ز اَنده و شرم
شمارهٔ ۳۰ - بهای نیکی
بزرگی داد یک درهم گدا را
شمارهٔ ۳۱ - بی آرزو
بغاری تیره، درویشی دمی خفت
شمارهٔ ۳۲ - بی پدر
به سر خاک پدر، دخترکی
شمارهٔ ۳۳ - پایمال آز
دید موری در رهی پیلی سترگ
شمارهٔ ۳۴ - پایه و دیوار
گفت دیوار قصر پادشهی
شمارهٔ ۳۵ - پیام گل
به آب روان گفت گل کز تو خواهم
شمارهٔ ۳۶ - پیک پیری
ز سَری، موی سپیدی روئید
شمارهٔ ۳۷ - پیوند نور
بدامان گلستانی شبانگاه
شمارهٔ ۳۸ - تاراج روزگار
نهال تازه رسی گفت با درختی خشک
شمارهٔ ۳۹ - توانا و ناتوان
در دست بانوئی، به نخی گفت سوزنی
شمارهٔ ۴۰ - توشهٔ پژمردگی
لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت
شمارهٔ ۴۱ - تهیدست
دختری خُرد به مهمانی رفت
شمارهٔ ۴۲ - تیر و کمان
گفت تیری با کمان، روز نبرد
شمارهٔ ۴۳ - تیره‌بخت
دختری خرد، شکایت سر کرد
شمارهٔ ۴۴ - تیمارخوار
گفت ماهیخوار با ماهی ز دور
شمارهٔ ۴۵ - جامهٔ عرفان
به درویشی، بزرگی جامه‌ای داد
شمارهٔ ۴۶ - جان و تن
کودکی در بر، قبائی سرخ داشت
شمارهٔ ۴۷ - جمال حق
نهان شد از گل زردی گلی سپید که ما
شمارهٔ ۴۸ - جولای خدا
کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست
شمارهٔ ۴۹ - چند پند
کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد
شمارهٔ ۵۰ - حدیث مهر
گنجشک خرد گفت سحر با کبوتری
شمارهٔ ۵۱ - حقیقت و مجاز
بلبلی شیفته میگفت به گل
شمارهٔ ۵۲ - خاطر خشنود
بطعنه پیش سگی گفت گربه کای مسکین
شمارهٔ ۵۳ - خوان کرم
بر سر راهی، گدائی تیره‌روز
شمارهٔ ۵۴ - خون دل
مرغی به باغ رفت و یکی میوه کند و خورد
شمارهٔ ۵۵ - درخت بی بر
آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز
شمارهٔ ۵۶ - دریای نور
بالماس میزد چکش زرگری
شمارهٔ ۵۷ - دزد خانه
حکایت کرد سرهنگی به کسری
شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی
برد دزدی را سوی قاضی عسس
شمارهٔ ۵۹ - دکان ریا
این‌چنین خواندم که روزی روبهی
شمارهٔ ۶۰ - دو محضر
قاضی کشمر ز محضر، شامگاه
شمارهٔ ۶۱ - دو همدرد
بلبلی گفت به کُنج قفسی
شمارهٔ ۶۲ - دو همراز
در آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفت
شمارهٔ ۶۳ - دیدن و نادیدن
شبی بمردمک چشم، طعنه زد مژگان
شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل
شکایت کرد روزی دیده با دل
شمارهٔ ۶۵ - دیوانه و زنجیر
گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ای
شمارهٔ ۶۶ - ذره
شنیده‌اید که روزی بچشمهٔ خورشید
شمارهٔ ۶۷ - ذره و خفاش
در آنساعت که چشم روز میخفت
شمارهٔ ۶۸ - راه دل
ای که عمریست راه پیمائی
شمارهٔ ۶۹ - رفوی وقت
گفت سوزن با رفوگر وقت شام
شمارهٔ ۷۰ - رنج نخست
خلید خار درشتی بپای طفلی خرد
شمارهٔ ۷۱ - روباه نفس
ز قلعه، ماکیانی شد به دیوار
شمارهٔ ۷۲ - روح آزاد
تو چو زری، ای روان تابناک
شمارهٔ ۷۳ - روح آزرده
به شکوه گفت جوانی فقیر با پیری
شمارهٔ ۷۴ - روش آفرینش
سخن گفت با خویش، دلوی بنخوت
شمارهٔ ۷۵ - زاهد خودبین
آن نشنیدید که در شیروان
شمارهٔ ۷۶ - سپید و سیاه
کبوتری، سحر اندر هوای پروازی
شمارهٔ ۷۷ - سختی و سختی‌ها
نهفتن به عمری غمِ آشکاری
شمارهٔ ۷۸ - سرنوشت
به جغد گفت شبانگاه طوطی از سرِ خشم
شمارهٔ ۷۹ - سرود خارکن
به صحرا، سرود اینچنین خارکن
شمارهٔ ۸۰ - سر و سنگ
نهان کرد دیوانه در جیب، سنگی
شمارهٔ ۸۱ - سعی و عمل
براهی در، سلیمان دید موری
شمارهٔ ۸۲ - سفر اشک
اشک طرف دیده را گردید و رفت
شمارهٔ ۸۳ - سیه روی
بکنج مطبخ تاریک، تابه گفت به دیگ
شمارهٔ ۸۴ - شاهد و شمع
شاهدی گفت بشمعی کامشب
شمارهٔ ۸۵ - شب
شباهنگام، کاین فیروزه گلشن
شمارهٔ ۸۶ - شباویز
چو رنگ از رخ روز، پرواز کرد
شمارهٔ ۸۷ - شرط نیکنامی
نیکنامی نباشد، از ره عجب
شمارهٔ ۸۸ - شکایت پیرزن
روز شکار، پیرزنی با قباد گفت
شمارهٔ ۸۹ - شکسته
با بنفشه، لاله گفت ای بیخبر
شمارهٔ ۹۰ - شکنج روح
بزندان تاریک، در بند سخت
شمارهٔ ۹۱ - شوق برابری
نارونی بود به هندوستان
شمارهٔ ۹۲ - صاعقهٔ ما، ستم اغنیاست
برزگری پند به فرزند داد
شمارهٔ ۹۳ - صاف و دُرد
غنچه‌ای گفت به پژمرده گلی
شمارهٔ ۹۴ - صید پریشان
شنیدم بود در دامان راغی
شمارهٔ ۹۵ - طفل یتیم
کودکی کوزه‌ای شکست و گریست
شمارهٔ ۹۶ - طوطی و شکر
تاجری در کشور هندوستان
شمارهٔ ۹۷ - عشق حق
عاقلی، دیوانه‌ای را داد پند
شمارهٔ ۹۸ - عمر گل
سحرگه، غنچه‌ای در طرف گلزار
شمارهٔ ۹۹ - عهد خونین
به بامِ قلعه‌ای، بازِ شکاری
شمارهٔ ۱۰۰ - عیبجو
زاغی به طرف باغ، به طاووس طعنه زد
شمارهٔ ۱۰۱ - غرور نیکبختان
ز دامی دید گنجشگی همائی
شمارهٔ ۱۰۲ - فرشتهٔ انس
در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیست
شمارهٔ ۱۰۳ - فریاد حسرت
فتاد طائری از لانه و ز درد تپید
شمارهٔ ۱۰۴ - فریب آشتی
ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت
شمارهٔ ۱۰۵ - فلسفه
نخودی گفت لوبیائی را
شمارهٔ ۱۰۶ - قائد تقدیر
کرد آسیا ز آب، سحرگاه باز خواست
شمارهٔ ۱۰۷ - قدر هستی
سرو خندید سحر، بر گل سرخ
شمارهٔ ۱۰۸ - قلب مجروح
دی، کودکی بدامن مادر گریست زار
شمارهٔ ۱۰۹ - کارآگاه
گربهٔ پیری، ز شکار اوفتاد
شمارهٔ ۱۱۰ - کارگاه حریر
به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون
شمارهٔ ۱۱۱ - کاروان چمن
گفت با صیدِ قفس، مرغ چمن
شمارهٔ ۱۱۲ - کارهای ما
نخوانده فرق سر از پای، عزم کو کردیم
شمارهٔ ۱۱۳ - کرباس و الماس
یکی گوهر فروشی، ثروت اندوز
شمارهٔ ۱۱۴ - کعبهٔ دل
گه احرام، روز عید قربان
شمارهٔ ۱۱۵ - کمان قضا
موشکی را به مهر، مادر گفت
شمارهٔ ۱۱۶ - کوته نظر
شمع بگریست گه سوز و گداز
شمارهٔ ۱۱۷ - کودک آرزومند
دی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچند
شمارهٔ ۱۱۸ - کوه و کاه
بچشم عجب، سوی کاه کرد کوه نگاه
شمارهٔ ۱۱۹ - کیفر بی هنر
بخویش، هیمه گه سوختن بزاری گفت
شمارهٔ ۱۲۰ - گذشتهٔ بی‌حاصل
کاشکی، وقت را شتاب نبود
شمارهٔ ۱۲۱ - گرگ و سگ
پیام داد سگ گله را، شبی گرگی
شمارهٔ ۱۲۲ - گرگ و شبان
شنیدستم یکی چوپان نادان
شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای
پیرمردی، مفلس و برگشته بخت
شمارهٔ ۱۲۴ - گریهٔ بی سود
باغبانی، قطره‌ای بر برگ گل
شمارهٔ ۱۲۵ - گفتار و کردار
به گربه گفت ز راه عتاب، شیر ژیان
شمارهٔ ۱۲۶ - گل بی عیب
بلبلی گفت سحر با گل سرخ
شمارهٔ ۱۲۷ - گل پژمرده
صبحدم، صاحبدلی در گلشنی
شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان
نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت
شمارهٔ ۱۲۹ - گل خودرو
بطرف گلشنی، در نوبهاری
شمارهٔ ۱۳۰ - گل سرخ
گل سرخ، روزی ز گرما فسرد
شمارهٔ ۱۳۱ - گل و خار
در باغ، وقت صبح چنین گفت گل به خار
شمارهٔ ۱۳۲ - گل و خاک
صبحدم، تازه گلی خودبین گفت
شمارهٔ ۱۳۳ - گل و شبنم
گلی، خندید در باغی سحرگاه
شمارهٔ ۱۳۴ - گلهٔ بیجا
گفت گرگی با سگی، دور از رمه
شمارهٔ ۱۳۵ - گنج ایمن
نهاد کودک خردی بسر، ز گل تاجی
شمارهٔ ۱۳۶ - گنج درویش
دزد عیاری، بفکر دستبرد
شمارهٔ ۱۳۷ - گوهر اشک
آن نشنیدید که یک قطره اشک
شمارهٔ ۱۳۸ - گوهر و سنگ
شنیدستم که اندر معدنی تنگ
شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق
مادر موسی، چو موسی را به نیل
شمارهٔ ۱۴۰ - مادر دوراندیش
با مرغکان خویش، چنین گفت ماکیان
شمارهٔ ۱۴۱ - مرغ زیرک
یکی مرغ زیرک، ز کوتاه بامی
شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
شمارهٔ ۱۴۳ - معمار نادان
دید موری طاسک لغزنده‌ای
شمارهٔ ۱۴۴ - مناظره
شنیده‌اید میان دو قطره خون چه گذشت
شمارهٔ ۱۴۵ - مور و مار
با مور گفت مار، سحرگه بمرغزار
شمارهٔ ۱۴۶ - نا آزموده
قاضی بغداد، شد بیمار سخت
شمارهٔ ۱۴۷ - نا اهل
نوگلی، روزی ز شورستان دمید
شمارهٔ ۱۴۸ - ناتوان
جوانی چنین گفت روزی به پیری
شمارهٔ ۱۴۹ - نامه به نوشیروان
بزرگمهر، به نوشین‌روان نوشت که خلق
شمارهٔ ۱۵۰ - نشان آزادگی
به سوزنی ز ره شکوه گفت پیرهنی
شمارهٔ ۱۵۱ - نغمهٔ خوشه‌چین
از درد پای، پیرزنی ناله کرد زار
شمارهٔ ۱۵۲ - نغمهٔ رفوگر
شب شد و پیرِ رفوگر ناله کرد
شمارهٔ ۱۵۳ - نغمهٔ صبح
صبح آمد و مرغ صبحگاهی
شمارهٔ ۱۵۴ - نکته‌ای چند
هر که با پاکدلان‌، صبح و مسا‌یی دارد
شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجا
سیر یک روز طعنه زد به پیاز
شمارهٔ ۱۵۶ - نکوهش بی‌خبران
همای دید سوی ماکیان بقلعه و گفت
شمارهٔ ۱۵۷ - نکوهش نکوهیده
جُعل پیر گفت با انگشت
شمارهٔ ۱۵۸ - نوروز
سپیده‌دم، نسیمی روح‌پرور
شمارهٔ ۱۵۹ - نهال آرزو
ای نهال آرزو، خوش زی که بار آورده‌ای
شمارهٔ ۱۶۰ - نیکی دل
ای دل، اول قدم نیکدلان
شمارهٔ ۱۶۱ - هرچه باداباد
گفت با خاک، صبحگاهی باد
شمارهٔ ۱۶۲ - همنشین ناهموار
آب نالید، وقت جوشیدن
شمارهٔ ۱۶۳ - یاد یاران
ای جسم سیاه مومیائی
شمارهٔ ۱۶۴ - قطعه
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام
اینکه خاک سیهش بالین است
شمارهٔ ۱۶۷ - قطعه
ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم
شمارهٔ ۱۶۸ - قطعه مرد پندارند پروین را، چه برخی ز اهل فضل
از غبار فکر باطل، پاک باید داشت دل
شمارهٔ ۱۶۹ - قطعه
گر شمع را ز شعله رهائی است آرزو
شمارهٔ ۱۷۰ - قطعه
بی‌رنج، زین پیاله کسی می نمی‌خورد
شمارهٔ ۱۷۱ - بیت
خیال آشنائی بر دلم نگذشته بود اول
شمارهٔ ۱۷۲ - بیت
بکوش و دانشی آموز و پرتوی افکن
شمارهٔ ۱۷۳ - بیت
دل پاکیزه، به کردار بد آلوده مکن
شمارهٔ ۱۷۴ - بیت
طائری کز آشیان، پرواز بهر آز کرد
شمارهٔ ۱۷۵ - بیت
با قضا، چیره زبان نتوان بود
شمارهٔ ۱۷۶ - بیت
دور جهان، خونی خونخوارهاست
شمارهٔ ۱۷۷ - ابیات پراکنده
خیال کژ به کار کژ گواهی است
شمارهٔ ۱۷۸ - بیت
سزای رنجبر گلشن امید، بس است
شمارهٔ ۱۷۹ - بیت
به رهنمایی چشم، این ره خطا رفتم
شمارهٔ ۱۸۰ - زن در ایران
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
شمارهٔ ۱۸۱ - جوجهٔ نافرمان شاعر نامشخص
دوست گرامی آقای رضا سیمی این شعر را برای گنجور ارسال کرده‌اند که به گف...