شمارهٔ ۱۱۲ - کارهای ما
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد وضعیت اجتماعی و انسانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه افراد به جای عمل و تلاش واقعی، تنها به سخنوری و گفتگوهای بیفایده پرداختهاند. او به هوسها و آرزوهای بیثمر اشاره میکند و یادآور میشود که در طول عمر، بدون کوشش و همت، فقط به نفاق و بازیهای ظاهری مشغول بودهاند.
شاعر همچنین به این نکته میپردازد که اگر نفس انسان بد باشد، هیچ چیز خوب نمیتواند از آن تولید شود. او به بیعملی و غفلت جامعه اشاره کرده و میگوید که با وجود تمام ادعاها و تلاشها، هیچ پیشرفتی حاصل نشده است. در نهایت، شاعر به دگرگونیهای اجتماعی و معنوی اشاره دارد و میگوید که در واقع، همواره در جستجوی حقیقت و معنای واقعی بودیم، اما به دلیل آلودگیهای روحی و اجتماعی، نتایج مثبتی حاصل نکردهایم.
نخوانده فرق سر از پای، عزم کو کردیمنکرده پرسش چوگان، هوای گو کردیم
هوش مصنوعی: ما بدون اینکه به جزئیات توجه کنیم، تصمیم گرفتیم که اقدام کنیم و در این مسیر، بدون اینکه سوالی بپرسیم، امید و آرزوهایی در سر داریم.
بکار خویش نپرداختیم، نوبت کارتمام عمر، نشستیم و گفتگو کردیم
هوش مصنوعی: ما به کارهای خود اهمیت ندادیم و وقت خود را صرف گفتوگو کردیم، در حالی که عمرمان در حال گذر بود و زمانی برای کار نداشتیم.
بوقت همت و سعی و عمل، هوس راندیمبروز کوشش و تدبیر، آرزو کردیم
هوش مصنوعی: در زمان تلاش و کوشش، آرزوهای خود را به عمل درآوردیم و برای به نتیجه رسیدن، به تدبیر و تلاش خود ادامه دادیم.
عبث به چه نفتادیم، دیو آز و هویهر آنچه کرد، بدیدیم و همچو او کردیم
هوش مصنوعی: ما بیهوده به چه چیزهایی افتادیم، هر جهالت و نفسی که دیو (نماد بدی) به ما نشان داد، دیدیم و درست مانند او عمل کردیم.
بسی مجاهده کردیم در طریق نفاقببین چه بیهده تفسیر «جاهدوا» کردیم
هوش مصنوعی: ما برای رسیدن به حقیقت تلاش زیادی کردیم، اما ببین چقدر بیهوده مفهوم «مبارزه کنید» را تحلیل کردیم.
چونان ز سفره ببردند، سفره گستردیمچو آب خشک شد، اندیشهٔ سبو کردیم
هوش مصنوعی: وقتی که سفره را برداشتند، ما سفرهامان را پهن کردیم و وقتی آب خشک شد، به فکر پر کردن پیاله افتادیم.
اگر که نفس، بداندیش ما نبود چراملول گشت، چو ما رسم و ره نکو کردیم
هوش مصنوعی: اگر نفس ما بداندیش نبود، پس چرا ما مثل همیشه ناامید شدیم، در حالی که راه و رسم خوبی را پیش گرفتیم؟
چو عهدنامه نوشتیم، اهرمن خندیدکه اتحاد نبود، اینکه با عدو کردیم
هوش مصنوعی: زمانی که ما توافقی را امضا کردیم، شیطان به خاطر این که اتحاد واقعی وجود نداشت، به ما خندید که توانستیم با دشمن خود چنین کاری کنیم.
هزار مرتبه دریای چرخ، طوفان کرداز آن زمان که نشیمن درین کرو کردیم
هوش مصنوعی: از آن زمان که در این دنیا سکونت گزیدیم، هزار بار دریا و آسمان طوفان به راه انداختند.
نه همچو غنچه، بدامان گلبنی خفتیمنه همچو سبزه، نشاطی بطرف جو کردیم
هوش مصنوعی: نه مانند غنچهای در دامن گل آرام گرفتیم و نه مانند سبزهای به سوی آب زندگی شاداب و سرزنده حرکت کردیم.
چراغ عقل، نهفتیم شامگاه رحیلاز آن بورطهٔ تاریک جهل، رو کردیم
هوش مصنوعی: در شب هنگام سفر، چراغ عقل را خاموش کردیم و از آن تاریکی جهل دور شدیم.
بعمر گم شده، اصلا نسوختیم، ولیکچو سوزنی ز نخ افتاد، جستجو کردیم
هوش مصنوعی: ما در طول عمرمان چیزی را گم نکردیم و به آن اهمیتی ندادیم، اما وقتی سوزنی از نخ افتاد، به دنبال آن رفتیم و جستجو کردیم.
بغیر جامهٔ فرصت، که کس رفوش نکردهزار جامه دریدند و ما رفو کردیم
هوش مصنوعی: بدون فرصتی که کسی به ما نداد، هزاران لباس پاره شدهاند و ما تنها در حال تعمیر و مرمت هستیم.
تباه شد دل از آلودگی و دم نزدیمهمی بتن گرویدیم و شستشو کردیم
هوش مصنوعی: دل ما از آلودگی و گناهان خراب شد، اما هیچگاه از آن سخن نگفتیم. به تدریج خود را تسلیم کرده و تلاش کردیم تا پاکسازی کنیم.
سمند توسن افلاک، راهوار نگشتبه توسنیسش، چو یک چند تاخت، خو کردیم
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره به اسبی دارد که در آسمان در حال دویدن است و به سمت پیروزی میرود. وقتی مدتی به این کار ادامه میدهد، ما نیز به آن عادت کردهایم و به نوعی با آن همراستا شدهایم.
ز فرط آز، چو مردار خوار تیره درونهماره بر سر این لاشه، های و هو کردیم
هوش مصنوعی: از شدت آز و طمع، مانند موجودی مرده و بیروح، همیشه بر روی این موضوع بیاهمیت و بیمعنی سر و صدا و خروش کردیم.
چو زورمند شدیم، از دهان مسکینانبجبر، لقمه ربودیم و در گلو کردیم
هوش مصنوعی: وقتی که قوی و توانا شدیم، به زور از فقرا و بینوایان لقمهای گرفتیم و در گلوی خود انداختیم.
ز رشوه، اسب خریدیم و خانه و ده و باغباشک بیوه زنان، حفظ آبرو کردیم
هوش مصنوعی: با استفاده از رشوه به خریدن توشه و امکانات زندگی مانند اسب، خانه، دهکده و باغ پرداختیم، و در این مسیر سعی کردیم آبرو و حیثیت خود را حفظ کنیم.
از آن ز شاخ حقایق، بما بری نرسیدکه ما همیشه حکایت ز رنگ و بو کردیم
هوش مصنوعی: از آنجا که حقایق همیشه در دسترس ما نیستند، ما همواره داستانهایی از زیباییها و ظواهر را نقل کردهایم.