شمارهٔ ۸۱ - سعی و عمل
هوش مصنوعی: در این شعر، موری مشغول کار و کوشش است، ولی با سختی و مشقت مواجه میشود. او از مسیر خود منحرف نمیشود و تنها بر کار خود تمرکز دارد. سلیمان مغرور او را خطاب قرار میدهد و به او میگوید که چرا از پادشاهی او غافل است و به جای زحمت کشیدن، باید از نعمتهای دیگران بهرهمند شود. مور به این سخنان توجه نکرده و بر استقلال و قناعت خود تأکید میکند.
او میگوید که خویشتنداری و برآورده کردن نیازهای خود بهتر از وابستگی به دیگران است. مور در نهایت بر این نکته تأکید میکند که هر کسی باید به خود متکی باشد و از قیود و زحمتهای بیمورد پرهیز کند. به عنوان نتیجهگیری، زندگی با دانش و تدبیر بهتر از تلاشهای بیهوده و وابستگی به دیگران است.
براهی در، سلیمان دید موریکه با پای ملخ میکرد زوری
هوش مصنوعی: سلیمان در مسیری حرکت میکرد که موری را دید که با زحمت و تلاش بسیار، در حال حمل بار بزرگی با پاهای کوچک خود بود.
بزحمت، خویش را هر سو کشیدیوزان بار گران، هر دم خمیدی
هوش مصنوعی: با زحمت، خودت را به هر طرف کشاندی و از آن بار سنگین، هر لحظه خم شدی.
ز هر گردی، برون افتادی از راهز هر بادی، پریدی چون پر کاه
هوش مصنوعی: تو از هر مشکلی که پیش آمد، به راحتی کنار رفتی و از هر ناکامی به سادگی عبور کردی، مانند پر کاهی که به راحتی در باد میرقصد و حرکت میکند.
چنان در کار خود، یکرنگ و یکدلکه کارآگاه، اندر کار مشکل
هوش مصنوعی: او در کارش به اندازهای صادق و یکدل است که حتی کسی که به دقت به جزئیات توجه میکند، نمیتواند در کارش مشکلی پیدا کند.
چنان بگرفته راه سعی در پیشکه فارغ گشته از هر کس، جز از خویش
هوش مصنوعی: به قدری در تلاش و کوشش مشغول شده است که از هر چیزی و هر کسی جز خودش بیخبر شده است.
نهاش پروای از پای اوفتادننهاش سودای کار از دست دادن
هوش مصنوعی: او نه نگران افتادن از پا است و نه در فکری از دست دادن کارش.
بتندی گفت کای مسکین نادانچرائی فارغ از ملک سلیمان
هوش مصنوعی: دختر بتندی به من گفت: ای بیچاره و نادان، چرا از پادشاهی سلیمان بیخبر و بیتوجهی؟
مرا در بارگاه عدل، خوانهاستبهر خوان سعادت، میهمانهاست
هوش مصنوعی: در جایگاهی با عدل و انصاف، برای من سفرهای است و به همین خاطر، در این مکان، مهمانانی برای سعادت و خوشبختی جمع شدهاند.
بیا زین ره، بقصر پادشاهیبخور در سفرهٔ ما، هر چه خواهی
هوش مصنوعی: بیایید از این مسیر وارد قصر پادشاهی شویم و از سفرهٔ ما هر آنچه میخواهید تناول کنید.
به خار جهل، پای خویش مخراشبراه نیکبختان، آشنا باش
هوش مصنوعی: بر روی خارهای جهل پای خود را خراش نده و با مسیر خوشبختی آشنا باش.
ز ما، هم عشرت آموز و هم آرامچو ما، هم صبح خوشدل باش و هم شام
هوش مصنوعی: از ما بیاموز خوشی و آرامش را، مانند ما که همواره صبحی روشن و دلپذیر داریم و هم شبی آرام.
چرا باید چنین خونابه خوردنتمام عمر خود را بار بردن
هوش مصنوعی: چرا باید تمام عمر خود را با زحمت و رنج و سختی بگذرانیم و درد و حسرت را تحمل کنیم؟
رهست اینجا و مردم رهگذارندمبادا بر سرت پائی گذارند
هوش مصنوعی: در این مکان، افراد تنها در حال عبور هستند و ممکن است پا بر سرت گذاشته شود، پس مراقب باش.
مکش بیهوده این بار گران رامیازار از برای جسم، جان را
هوش مصنوعی: از درد و رنج بیمورد در زندگی پرهیز کن، زیرا این مشکلات تنها به جسم آسیب میزنند و روح را زجر میدهند.
بگفت از سور، کمتر گوی با مورکه موران را، قناعت خوشتر از سور
هوش مصنوعی: بهتر است از زندگی پر زرق و برق و شادی کمتر صحبت کنیم و به جای آن از زندگی ساده و محتاطانهای که برای برخی مورچهها خوشایندتر است، بیشتر بگوییم. معنای این جمله این است که گاهی اوقات زندگی ساده و قناعتآمیز ارزشمندتر از زندگی پر زرق و برق است.
چو اندر لانهٔ خود پادشاهندنوال پادشاهان را نخواهند
هوش مصنوعی: وقتی در خانه و محل خود آرامش و سلطنت دارند، دیگر نیازی به درخواست و خواستن از پادشاهان ندارند.
برو جائیکه جای چارهسازیستکه ما را از سلیمان، بی نیازیست
هوش مصنوعی: برو به جایی که راه حلی برای مشکلات پیدا میشود، چرا که ما به کمک هیچ قدرتی نیاز نداریم.
نیفتد با کسی ما را سر و کارکه خود، هم توشه داریم و هم انبار
هوش مصنوعی: با کسی درگیر نشو که ما هم وسیلهی کافی داریم و هم ذخیرهی مناسب.
بجای گرم خود، هستیم ایمنز سرمای دی و تاراج بهمن
هوش مصنوعی: ما در امنیت و آرامش هستیم و از سرما و آسیبهایی که در گذشته بوده، در امانیم.
چو ما، خود خادم خویشیم و مخدومبحکم کس نمیگردیم محکوم
هوش مصنوعی: ما خود را خدمت میکنیم و تحت تأثیر هیچکس قرار نمیگیریم و محکوم به هیچکس نیستیم.
مرا امید راحتهاست زین رنجمن این پای ملخ ندهم بصد گنج
هوش مصنوعی: من به آرامش و راحتی امید دارم و از این رنج و زحمت خود، حتی پای ملخی را هم به بهای صد گنج نمیدهم.
مرا یک دانهٔ پوسیده خوشترز دیهیم و خراج هفت کشور
هوش مصنوعی: برای من داشتن یک دانهٔ پوسیده از زندگی و روزگار بهتر از تاج و مالیات هفت کشور است.
گرت همواره باید کامکاریز مور آموز رسم بردباری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی همواره موفق باشی، از مورچه یاد بگیر که صبر و استقامت دارد.
مرو راهی که پایت را ببندندمکن کاری که هشیاران بخندند
هوش مصنوعی: به راهی نرو که باعث محدودیت یا آسیب به تو شود و کاری نکن که عاقلانه نباشد و باعث تمسخر دیگران گردد.
گه تدبیر، عاقل باش و بیناره امروز را مسپار فردا
هوش مصنوعی: گاهی باید با هوش و بینش خود عمل کنیم و امروز را رها نکنیم برای فردا.
بکوش اندر بهار زندگانیکه شد پیرایهٔ پیری، جوانی
هوش مصنوعی: تلاش کن که از جوانی و شادابی زندگی بهرهمند شوی، زیرا وقتی به پیری میرسی، زیبایی و جوانی را از دست میدهی.
حساب خود، نه کم گیر و نه افزونمنه پای از گلیم خویش بیرون
هوش مصنوعی: حساب و کتاب خودت را به دقت و به اندازه انجام بده و از مقدار تواناییها و شرایط خود فراتر نرو.
اگر زین شهد، کوتهداری انگشتنکوبد هیچ دستی بر سرت مشت
هوش مصنوعی: اگر از این شیرینی بهرهبرداری نکنی، هیچکس دستش را بر سرت نمیزند.
چه در کار و چه در کار آزمودننباید جز بخود، محتاج بودن
هوش مصنوعی: در هر کاری و حتی در تلاش برای آزمودن چیزها، نباید به هیچ کس جز خودت وابسته باشی.
هر آن موری که زیر پای زوریستسلیمانیست، کاندر شکل موریست
هوش مصنوعی: هر کسی که در زیر پا و زیر فشار یک انسان قدرتمند و زورمند قرار دارد، مانند موری است که در ظاهر به شکل یک مورچه دیده میشود، اما در واقعیتی که دارد، ممکن است به نوعی قدرت و تأثیرگذاری پنهان اشاره داشته باشد. این بیان به ما یادآوری میکند که ظاهر بعضی چیزها ممکن است فریبنده باشد و در زیر آن، واقعیات عمیقتری نهفته است.