شمارهٔ ۱۵۵ - نکوهش بیجا
هوش مصنوعی: در این شعر، سیر به پیاز طعنه میزند و از بوی بد او انتقاد میکند. پیاز در پاسخ میگوید که او از عیب خود بیخبر است و به همین دلیل به عیب دیگران میپردازد. پیاز تأکید میکند که صحبت کردن از زشتیهای دیگران نمیتواند باعث زیبایی او شود و او نباید خود را بزرگ و مهم فرض کند. در نهایت، این گفتگو به این نتیجه میرسد که بهتر است هر یکی از آنها به عیبهای خود بپردازند و خود را اصلاح کنند، زیرا هیچیک از آنها بهتر از دیگری نیستند.
سیر یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چقدر بدبویی
هوش مصنوعی: یک روز، سیر به پیاز گفت: چقدر بوی بدی داری، تو واقعاً وضعیتی ناگوار داری!
گفت از عیب خویش بیخبریزان ره از خلق، عیب میجویی
پیاز گفت: تو از عیب خود خیر نداری و به همین دلیل از دیگران ایراد میگیری
گفتن از زشترویی دگراننشود باعث نکورویی
هوش مصنوعی: زیبایی دیگران را با زشترویی آنها نمیتوان توصیف کرد، زیرا این کار باعث کاهش ارزش زیبایی میشود.
تو گمان میکنی که شاخ گلیبه صف سرو و لاله میرویی
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که با زیباییات میان سروها و لالهها به چشم میآیی، اما در واقع اینطور نیست.
یا که همبوی مشک تاتارییا ز ازهار باغ مینویی
یا فکر می کنی که همبوی مشکل تاتاری هستی و یا از گل های باغ بهشتی!
خویشتن بیسبب بزرگ مکنتو هم از ساکنان این کویی
هوش مصنوعی: خودت را بیدلیل بزرگوار و مهم ندان، چرا که تو نیز جزو ساکنان این مکان هستی.
ره ما گر کج است و ناهموارتو خود این ره چگونه میپویی
هوش مصنوعی: اگر مسیر ما اشتباه و پرچالش است، تو چگونه میتوانی این مسیر را دنبال کنی؟
در خود آن به که نیکتر نگریاول آن به که عیب خود گویی
بهتر است که ابتدا به خودت دقیق تر نگاه کنی و اول عیب های خودت را متوجه شوی و بیان کنی
ما زبونیم و شوخجامه و پستتو چرا شوخ تن نمیشویی
ما زبون و پست هستیم و لباس ما مندرس و کثیف است , تو خودت چرا کثیفی تن خود را پاک نمی کنی؟