شمارهٔ ۱۶۴ - قطعه
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر به گلها و زیباییهای آنها اشاره میکند و از آنها میپرسد که از زندگی در گلزار چه تجربهای داشتهاند. او به گل توجه میکند که آیا جز سرزنش و مشکلات، چیز دیگری دیدهاند. همچنین به لعل (جواهر) نیز میگوید که آیا تنها مشتریان پست و بیارزش را در بازار تجربه کرده است. در نهایت، شاعر به مرغی اشاره میکند که به چمن رفته ولی در نهایت به قفس گرفتار شده است. او گویا خواسته تأکید کند که زیباییها و خوشیها ممکن است با محدودیتها و دردها همراه باشد.
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدیجز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی
هوش مصنوعی: ای گل، از میان دیگر گلها چه چیزی جز سرزنش و ناملایمتی های خارها را دیدهای؟
ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتوجز مشتری سفله، ببازار چه دیدی
هوش مصنوعی: ای گوهر زیبای دلانگیز، با تمام این درخشش و نور، جز مشتریهای بیارزش در بازار، چه چیزی دیدهای؟
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبتغیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی
هوش مصنوعی: تو به باغ رفتی و خوشیهای آنجا را دیدی، اما برای تو جز قفس نصیب دیگری نشد. ای پرندهی اسیر، چه حسی داری از این شرایطی که در آن گرفتار شدهای؟